فردا امام زمان ظهور میکند
پنج شنبه عصر بود. اذان نزدیک بود. ازم پرسید :
- به نظرت امام زمان کی ظهور میکنه؟
گفتم فردا. گفت :
- نه فردا که ظهور نمیکنه !
گفتم چرا. ظهور میکنه. گفت :
- نه بابا مطمئن باش فردا ظهور نمیکنه.
گفتم مطمئنم ظهور میکنه. همین فردا. گفت :
- من مطمئنم ظهور نمیکنه.
میدونستم چرا این حرف رو میزنه. نمیدونست چرا این حرف رو میزنم. گفتم :
- میدونی با این حرفت ظهور آقا رو عقب میندازی؟ حالا اگه فردا ظهور نکنه تقصیر توئه.
ناراحت شد. خیلی زیاد. رفت تو فکر، گریش گرفت. فکرشم نکرده بود، حواسش نبود که اینطوریه، ته دلش هم که شک داشته باشه، آماده نباشه، فکر کنه آقاش ظهور نمیکنه، ارادش تو تعلیق ظهور تاثیر میذاره…
گفت :
- فردا ظهور میکنه. مطمئنم.
عفت، سرمایه یکبار مصرف
شکر خداوند که ضیافت عظیمش آغاز شد و ما زنده بودیم و به فضل خودش با اینکه هیچ نمیکنیم از فیوضات بیشمار بهرهمند میشویم. همانطور که به خودم قول داده بودم یک مطلب مهم را در اولیه روزه ماه مبارک رمضان مینویسم، امیدوارم که مورد پسند عزیزان خواننده واقع شود.
باب مسئله حجاب در ماههای اخیر گشوده بوده و کنش و واکنشهای بسیاری در این موضوع صورت گرفته است. یکی از پر رونقترین سوالاتی که مخالفان مبارزه با بدحجابی مطرح میکنند، آنست که آیا حجاب در حال حاضر مهمترین کمبود و مسئله جامعه ماست؟ چرا به نسبت اهمیت حجاب در اسلام در حال حاضر به آن نمیپردازید؟
بنده کاری به آن ندارم که حجاب مانند تمام احکام دیگر اسلام ممکن است در برهه خاصی از زمان اهمیت دوچندان و حتی صدچندان بیابد (به مانند حکم تحریم گوشتهای وارداتی که توسط آیت الله خامنهای در قبل از انقلاب صادر گردید) کما اینکه الان در آن برهه هستیم. کاری هم به آن ندارم که حجاب چه مزایا و چه مضراتی دارد که به این مهم نیز در مطالب قبلی به اختصار پرداخته شده بود.
عفت، یکی از مهمترین سرمایهها و گوهرهاییست که در فطرت انسان قرار داده میشود. این سرمایه نیز به مانند محبت و عاطفه یا حقپذیری انسان، در طی زمان باید جلا یابد تا بتواند آنگونه که بایسته و شایسته است به ثمر نشیند. انسانها از بدو تولد با حیا به دنیا میآیند و همانگونه که در داستان حضرت آدم میبینیم، هنگامی که تنبیه شدند و به زمین فرستاده شدند، عورت آنان آشکار گردید و از یکدیگر حیا کرده خود را پوشانیدند. کودکان و نوجوانان نیز از وجود این سرمایه در درون خود به خوبی مطلع هستند.
در تاریخ نیز، در تمام این چندهزار سالی که از عمر انسان میگذرد، پوشش و حیا وجود داشته و انسانها همواره خود را میپوشانیدهاند. در تمام این اعصار نیز انسانهایی بودهاند که با لگدمال کردن فطرت خویش، شهوترانی کردهاند و گوهر حیا و عفت خویش را کوچک و کوچکتر گردانیدهاند. مهمترین اتفاق تاریخی مربوط را میتواند فراگیر شدن فرویدیسم در صده آخر هزاره دوم دانست. این روانشناس صهیونیست، با ارائه نظریه کشش جنسی، خرمن حیا و عفت بشریت را به یکباره به آتش کشید به طوری که امروزه بی عفتی در جوامع غربی معدودا ضد فطرت دانسته میشود و کودکان را از بدو تولد آنچنان تربیت میکنند که گوهر عفت آنان محو گردد.
راجع به نیاز انسان و جامعه انسانی به عفت و خانواده عفیف صحبت نکنم که بشر کاوشگر و هشیار امروزی به خوبی از مزایا و مضرات آن با خبر است (آنچنان که در جوامع به اصطلاح توسعه یافته کنونی، در حال دست و پا زدن برای احیا کردن عنصر خانواده عفیف هستند) به یک مثال بسنده میکنم، آنهم اینکه یک مرد ۵۰ ساله که در جامعه با دختران جوان و زیبای بی عفت متعدد روبروست، چرا و به چه دلیل عقلی و غیرعقلی باید به همسر مسن خود وفادار بماند؟ (چنانکه آمار نشان از آن دارد که وفادار نیز نمیماند)
عفت سرمایهایست که هم در بعد فردی و هم در ابعاد اجتماعی خویش، میتوان قید یکبار مصرف بودن را به آن نسبت داد. عفت اگر از بین برود، بدین سادگی برنخواهد گشت و فرد یا جامعهای که گوهر عفت خود را از دست داد، دیگر آنرا بدست نخواهد آورد، مگر با یک معجزه. حال شاید بهتر بتوان اهمیت مسئله حجاب و حیا در اجتماع را درک کرد و برای نگهداری این گوهر برنامهریزی نمود.
برای حسن ختام مطلب، به حدیث زیبایی از امام محمد باقر (ع) بسنده میکنم:
«الحیاء و الایمان مقرونان فی قرن، فاذا ذهب احدهما تبعه صاحبه»
(میزان الحکمه ح ۴۵۶۵)
حیا و ایمان به هم پیوستهاند، هرگاه یکی از آنها برود دیگری هم در پی آن روانه میشود.
در مطالب بعدی با موضوع «چرا مرگ بر آمریکا» به این مهم مجددا پرداخته خواهد شد.
اوباما و سیستانی، نفاق با لبخند
پس از اینکه برادر کاظم از سفر کربلا برگشت و تعریفی از اوضاع و احوال سفر عراق کرد، من هم اوضاع را با سفر پارسال خودم مقایسه کردم و یک سری نتایج جالب گرفتم. چند روز بعد، خبری را در رسانهها دیدم که بسیار برآشفته و ناراحتم کرد و باعث شد آن نفرتی که به جاست و باید از اوباما داشت، در من ایجاد شود. بخوانید مابقی ماجرا را :
حتما شنیدهاید که اوباما از آیتالله سیستانی درخواست کرده که برای تشکیل دولت و حل مشکل نخست وزیری عراق دست به کار شود. رجانیوز، این حرکت را اقتدار علمای شیعه میداند، ولی واقعیت امر این نیست. علمای شیعه همواره از زمان پیامبر به بعد اقتدار قابل توجهی داشتهاند، چون هم بر حق بودهاند و هم تعداد قابل توجهی از مردم پیرو بی چون و چرای حرف آنان بودهاند، بنابراین لازم نیست به کسب افتخار علما آنهم با دستور اوباما افتخار کنیم. اصل ماجرا چیز دیگریست …
در حال حاضر در عراق جوانان بسیجی به دو دسته تقسیم شدهاند، دستههای محافظه کار و عاقل که رهبر اصلی آنان آیت الله سیستانی است، مرجعی که با دلایل مخصوص خویش (به مانند آیت الله العظمی بروجردی در ایران در زمان شاه ملعون) به مبارزه رودررو و با شمشیر از رو بسته با آمریکاییها و عوامل آنان نمیپردازد و گاها محافظهکاری میکند . صد البته که این مرجع بزرگوار آنقدر فهمیده هستند که کار درست را انجام دهند و نیازمند تحلیل سیاسی ما نباشند.
و اما گروه دیگر، جوانان بسیجی کمی تندرو به نام جیش المهدی هستند که پیرو فرند مراجع عالیقدر، مقتدی صدر به مبارزه مسلحانه و همه جانبه با عوامل استکبار میپردازند. این گروه در جاهای مختلفی با رفتار افراطی خود تاثیرات بدی را گذاردهاند ولی در جاهای بسیاری نیز تاثیرات خوب و درخور توجهی داشتهاند.
تا بدینجای داستان، مشکلی وجود ندارد. مشکل از آنجا شروع میشود که طرفداران این دو دسته، همدیگر را تحمل نمیکنند و گاها حتی به فحاشی علیه رهبران عالیقدر دسته دیگر میپردازند. در شرایطی که عراق با مشکلات بسیار زیادی دست و پنجه نرم میکند – از جمله آنکه زنان عراقی بسیار نجیب و با حیا هستند ولی تمام زندگی آنها پر از فیلمها و کانالهای مبتذل ماهوارهایست که توسط زنان بیحیای عراقی و بغدادی تهیه و تغذیه میگردد و حتی مزرعهداران و کپر نشینان میان بیابانها نیز از داشتن ماهوراه مصون نیستند، و این مهم که برنامهریزی شده آمریکاست قطعا به زودی باعث درونپاشی فرهنگی عراق خواهد شد، مگر اینکه معجزهای رخ دهد – تفرقه موجود میان این دو گروه، شکافیست که سردمداران استکبار را به شیوه همیشگیشان سوق داده تا جایی که این رییس جمهور به معنای واقعی کلمه پلید و شیطان، از آیتالله سیستانی طلب حضور فعالتر در عرصه سیاست کند تا هم ایشان را به خیال خود تحقیر و تحریک کرده باشد و هم دسته دیگر را تحریک کند که بیش از پیش بر علیه این مرجع عالیقدر، فحاشی کنند.
به امید آنکه با آگاهی و دعای خیر مومنین و دست راهگشای امام زمان (عج) مشکلات عراق یکی پس از دیگری رفع شود و برادران شیعه و سنی ما در این کشور بتوانند حکومت اسلامی تشکیل دهند.
ترس از اسلام، ترس از ایران
اگر از دید رسانههای صهیونیستی جهان به اسلام و ایران نگاه کنیم، چهرهای عقب مانده، دگم و متحجر از اسلام و خصوصا ایران دیده میشود. در سالهای اخیر این چهره درباره ایران کمرنگتر شده زیرا رسانهها و اخبار ایران به مجامع جهانی نفوذ بیشتری کردهاند و اگر اینگونه دروغپردازیها ادامه پیدا کند، اعتمادزدایی خواهد شد. ولی مردم لبنان، فلسطین، عراق، افغانستان و کلا همه شیعیان و سنیهای مبارز ضدسکولار ، به عنوان انسانهایی بدون هیچ پشتوانه فکری و کاملا شستشوی مغزی داده شده معرفی میشوند، در حالی که آمارها نشان میدهد در هندوستان که ادیان زیادی وجود دارد و دینها آزاد هستند، اکثر اقشار سطح بالا و دارای تحصیلات شیعه و یا سنی هستند.
و اما چرا این استراتژی تخریبی / تبلیغی در پیش گرفته شده؟ قبل از پاسخ دادن به این سوال، باید انبر فشار اسلام سنتی / اسلام مدرن را بررسی کنیم :
در حال حاضر دو نوع از اسلام در جهان تبلیغ میشود، یکی اسلام طالبانی که با اصطلاح طالبانیزم، تحجر و قشرگرایی شناخته میشود. این نوع اسلام جاذبههای ذاتی اسلام را داراست ولی چون در آنها افراط شده، بازخوردی دارد که با فطرت انسان سازگار نیست بنابراین در خیلی از موارد، غیر انسانی (نه با تعریف غربی که در آن همجنسگرایی انسانی میشود) خواهد بود.
نوع دیگر اسلام، اسلام مدرن یا لیبرال یا اسلام اصلاح شده یا آمریکاییست. این اسلام در واقع دینیست که به عنوان نیاز روحی و معنوی انسان مصرف میشود و درونمایه و مسیر اصلی زندگی نیست. این اسلام، نه مذهب (به معنی راه ذهب و راه رفتن ) است، و نه دین. یک نوع عرفان مجازیست که تمام نقاط اتصال آن به تاثیرگذاری در حوزه اجتماع و همچنین اجازه اینگونه تاثیرگذاری استحاله شده و به علاوه احکام سختی مانند جهاد و گاها روزه و خمس از آن با کمرنگ کردن مداوم حذف شدهاند.
از طرف دیگر با معرفی دائمی مسیری که مسیحیت تحریف شده کلیسای اروپا طی کرد، که مقصدی به غیر از سکولاریزم برنمیتابید، قصد دارند که اسلام را نیز به همین گونه نشان دهند و تنها راهحل را اسلام لیبرال معرفی کنند.
در میانه فشار این انبر، جهانی که قصد آشنایی با اسلام را دارد، ایدهآلی نمییابد و مسلمانی که قصد شناسایی دقیقتر دین و مصداقهای عملکرد آن (جنبش بیداری اسلامی) را دارد، به ناچار یا دچار طالبانیزم میشود و یا به اسلام لیبرال رضایت میدهد.
و اما اسلام واقعی، اسلام ناب محمدی، اسلام اصیل در کجاست؟ اسلام، به دو بخش پوسته و هسته تقسیم میشود. هسته آن غیر قابل تغییر است، مانند توحید، مانند اصل نماز، ولی پوسته آن قابل اجتهاد و تغییر است، مانند احکام اقتصادی و یا شیوه برگزاری نماز. طالبانیزم قائل به آنست که اسلام ثابت است و حتی پوسته آنرا نباید از زمان پیامبر تغییر داد، و از همین رو متحجر (سنگ و سخت) نامیده میشوند. اسلام لیبرال قائل به آنست که هسته اسلام نیز قابل اجتهاد و تغییر بسته به شرایط زمان است، به عنوان مثال جهاد را میتوان کلا از دین حذف کرد، توحید را میتوان تابع دموکراسی قرار داد یا عدل و ظلم را فعلا به کناری سپرد !
و اما در پاسخ سوال اول، باید دانست که ترسی که غرب و آمریکا از ایران دارند و نگران شکسته شدن حرمت و سلطه جهانی خود (به خصوص سلطه رسانهای که تنها ضامن آنهاست) هستند، در واقع ترس از مطرح شدن اسلام ناب است، اسلامی که نسخههای تحریف شده طالبانی و لیبرال و حتی سنی آن نیز طرفداران بیشماری در جهان پیدا کردهاست. آنها کاملا بر این امر واقفند که اسلام، ظلم را بر نمیتابد و جهاد را در بر دارد، لذا با سرمایهگذاریهای غیرقابل باور و در پروژههای طولانی مدت، کودکانی را شستشوی مغزی میدهند و در عملیات انتحاری ضد ارزشی به کار میگیرند تا قداست جهاد را تخریب کنند.
در نهایت، دشمنان قسم خورده اسلام بهتر از ما مسلمانان میدانند که اسلام تا به هنگامی که شهادت و انتظار را داراست، آسیبپذیر نخواهد بود.




