AbiusX

official website of Abbas Naderi

خوشحالی و ناراحتی

VN:F [1.9.5_1105]
امتیاز: +2 (از 4 رای)

مطلبی که می‌نویسم، پیش‌نویسش برای ۱۶ آذر ۸۹ است. اما به نظرم الان در بین پیش‌نویس‌هایی که دارم مهمترین مورد است، امیدوارم که با خواندن آن گوشه تاریکی از ذهن و دلمان روشن شود.

از مسائلی که در زندگی خیلی با آنها درگیر هستیم، خوشحالی و ناراحتی یا به عبارت کلی‌تر مود (Mood) ماست. هیچکس نمی‌تواند ادعا کند که زندگی انسان از خوشحالی و ناراحتی تشکیل نشده‌است و فردی دائم خوشحال یا دائم ناراحت بوده است. قصد من مدل کردن ناراحتی و خوشحال در این نوشته نیست، بلکه قصد دارم به تاثیرات این دو «حس» بر روی زندگی انسان بپردازم.

اگر پس از انجام کاری احساس خوشحالی کنیم و از آنجام آن مسرور شویم، این عمل در ذهن ما تاثیر می‌گذارد و آنرا با خاطره خوشی یاداوری می‌کنیم. برعکس اگر از انجام کاری (چه توسط ما و چه دیگران) ناراحت شویم، سعی می‌کنیم زیاد به آن فکر نکنیم و در ناخودآگاه ذهن خود آنرا نامناسب می‌پنداریم.

این تفکرات ناخودآگاه، در دراز مدت باعث می‌شود به این نتیجه برسیم که هر کاری که ما را خوشحال می‌کند، کاری خوب و «درست» است و هر کاری که از انجام آن ناراحت می‌شویم کاری بد و «غلط» است، تا جایی که خوشحالی و ناراحتی محور اصلی تصمیم‌گیری‌ها و تعیین مسیر زندگی ما می‌گردد، همانطوری که فرهنگ گمراه لیبرالیزم اعتقاد دارد باید طوری زندگی کرد تا خوشحال بود و در هر زمان تنها پاسخ پرسش «Are you happy doing this» می‌تواند در تصمیم‌گیری به ما کمک کند.

اما آیا واقعا اینچنین است؟ قطعا اینچنین نیست و این از نفس و فطرت حیوانی ماست که نشات می‌گیرد، چنانچه حیوانات بر اساس همین احساس عمل می‌کنند و کاری به منفعت و مصلحت و غیره ندارند. برای اینکه ملموس‌تر درک کنیم اینچنین نیست، چند مثال می‌زنم :

  • امر به معروف و نهی از منکر که کاری واجب و مهم است، معمولا باعث ناراحت شدن مخاطب می‌شود (و به دلیل همین ناراحتی در او تاثیر می‌گذارد)
  • استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی، به سادگی می‌تواند خوشحالی و شادی انسان را چندین برابر کند، اما آیا مصرف آنها کاری درست است؟ (و به همین دلیل است که در فرهنگ‌های لیبرال مصرف این موارد بسیار بسیار بالاست)
  • انسان‌های موفق و تاثیرگذار هموارد سختکوش و سختی کشیده بوده‌اند. زندگی اینگونه انسان‌ها معمولا هموار نبوده و قسمت عمده آنرا ناراحتی‌های بزرگ تشکیل داده است. برعکس انسان‌های سبک مغز و بی تاثیر معمولا زندگی راحت و خوشی داشته‌اند.

بنابراین باید توجه داشت که تصمیم‌گیری و قضاوت در مورد درستی و غلطی کارها نباید توسط احساس انسان، آنهم احساس ناخودآگاه خوشحالی و ناراحتی صورت بگیرد و انسانی موفق‌تر خواهد بود که بتواند تاثیر این احساسات را در اتخاذ تصمیمات خود به حداقل برساند.

حال واقعا ما چقدر بر اساس این دو احساس تصمیم می‌گیریم و عمل می‌کنیم؟

 

VN:F [1.9.5_1105]
امتیاز: 6.8/10 (12 رای)

وظایف زن و مرد در زندگی زناشویی

VN:F [1.9.5_1105]
امتیاز: +1 (از 9 رای)

چند وقت پیش مطلبی در این باب شنیدم و بررسی‌هایی هم کردم، و بعد که به سراغ اینترنت و سایت‌های به اصطلاح آخوندی رفتم و دنبال وظایف زن و مرد در زندگی زناشویی گشتم، غیر از قصه و توصیه و عقاید شخصی چیزی گیرم نیامد. هرکسی زحمت کشیده بود یک مشت حدیث لیست کرده بود که معلوم نبود درست باشند یا نه و یک سری نتیجه مشکوک تر از حدیث از آنها گرفته بود و یک طومار وظایف تافته بود.

لذا تصمیم گرفتم به صورت دقیق و قطعی، همانگونه که شایسته مکتب عدلیه (شیعه)‌است و برعکس نوشته‌های دیمی و غیر دقیق و روی هوا که باعث شک و تردید و تفرقه می‌شود، این بحث رو که بسیار کوتاه هم هست بنویسم، چون احساس می‌کنم برای هرکسی که می‌خواهد ازدواجی اسلامی داشته باشد، دانستن این مطلب بسیار بسیار مهم است و می‌بینم افرادی رو که به خاطر ندانستن این موضوع به خاکی زده‌اند.

وظایف قطعی مرد در قبال زن در زندگی زناشویی:

  1. نفقه، شامل (خوراک، پوشاک، مسکن)‌در حد شانیت زن: توجه داشته باشید که اگر مثلا زنی از یک خانواده ثروتمند بگیرد، باید در حد شان همان زن و همان خانواده نفقه برای زن تامین کند و این وظیفه اوست (اگر نتواند قصور کرده است). نفقه توسط مرد برای زن هزینه می‌شود و جزو مایملک زن تلقی می‌گردد.
  2. نگهداری و تربیت فرزندان: تعجب نکنید، این هم وظیفه مرد است هرچند معمولا خانم‌ها انجام می‌دهند. به دلیل همین وظیفه هم هست که حضانت فرزند متعلق به مرد است.
  3. نگهداری و رتق و فتق خانه: بله این هم وظیفه مرد است. به همین دلیل است که زن می‌تواند برای هرکاری که در منزل انجام می‌دهد، طلب مزد کند و یا انجام ندهد.
  4. تمکین نسبی: مرد وظیفه دارد که از شب‌های خود قسمتی را حتما به همسر خود اختصاص دهد و پیش او باشد. همچنین مرد وظیفه دارد در هر مدت (حدود عرفی چند ماه) حداقل یکبار خود را از همسرش دریغ نکند.

وظایف قطعی زن در قبال مرد در زندگی زناشویی:

  1. تمکین : تنها وظیفه زن در قبال مرد در زندگی زناشویی تمکین است. تمکین در اصطلاح فقهی یعنی هرموقع مرد از زن درخواست همبستری کرد، زن نباید رد کند (مگر اینکه عذر قطعی داشته باشد).

 

توجه داشته باشید که از نظر اسلام، وظایف زن و مرد در زندگی زناشویی فقط همانست که در بالا بیان شد، اما از آنجایی که زندگی زناشویی بر عاطفه و محبت استوار است و نه بر قانون (بر عکس خانواده قانونمند و خشک غربی) معمولا زنها که عاطفی‌تر هستند بسیار بیشتر فداکاری می‌کنند. فراموش نکنیم که این فداکاری در طی تاریخ به عرفی تبدیل گشته که وظایف زن را آنچنان دستخوش تغییر کرده که تصویر همگی ما از زندگی زناشویی و وظایف زن و شوهر و باالتبع آن قوانین حوزه زناشویی، جابجا شده است.

VN:F [1.9.5_1105]
امتیاز: 6.5/10 (20 رای)

متعه از دیدگاه قرآن

VN:F [1.9.5_1105]
امتیاز: +1 (از 5 رای)

یک تحقیق جمع و جوری انجام دادم در باب اثبات اینکه متعه جایز و حلاله برای نقطه شروع. بعد از اینکه حلت اثبات شد به ویژگی‌ها و شرایط بهتر می‌شه پرداخت. اگر دوستان مایل بودند مطلب رو منتشر کنند که دیگران هم استفاده کنند. ممنون

http://abiusx.com/archive/html/mut’a.html

VN:F [1.9.5_1105]
امتیاز: 7.5/10 (6 رای)

معرفت / استدلال

VN:F [1.9.5_1105]
امتیاز: +4 (از 6 رای)

علم (که در این مطلب به معرفت و شناخت اشاره دارد) از چند طریق به دست می‌آید؛ از میان آنها تنها به علم حصولی خواهیم پرداخت و علم‌هایی که به گونه‌های دیگر (مانند وحی و غیره)‌به دست می‌آیند بررسی نمی‌کنیم.

انواع استدلال

علم به طور کلی از راه استدلال به دست می‌آید، بنابراین نظریه‌هایی که از وهم ناشی می‌شوند علم نمی‌نامیم. (قسمت عمده‌ای از خلاقیت انسانی از قوه وهم بهره می‌گیرد). استدلال نیز به سه دسته زیر تقسیم می‌گردد:

  • استنتاج ( به طور دقیقتر کسر) Deduction
  • استقرا  Induction
  • استنتاج Inference

متاسفانه در واژگان فارسی هر سه این لغات به قیاس یا استنتاج ترجمه می‌شوند. کسر یعنی از یک حکم جامع و شامل به یک حکم جزئی‌تر رسیدن، از علت به معلول رسیدن (ترجمه لغوی)؛ مثلا اگر افتاب بتابد هوا گرم می‌شود. استقرا یعنی از جزء به کل رسیدن. مثلا اگر به صد پرنده سنگ پرت کنی فرار کنند، نتیجه می‌گیری به صد و یکمی هم سنگ پرت کنی فرار می‌کند. (استقرای ریاضی با استقرا تفاوت دارد و یک نوع کسر است).

اما استنتاج (Inference) یعنی در عرض جلو رفتن. به عنوان مثال اگر a=b , b=c استنتاج می‌کنیم که a=c. این حکم را به دست نیاورده‌ایم، موجود بوده و تنها آنرا به لیست احکام اضافه کردیم. (تا حدودی شبیه کسر) جالب توجه آنکه ذهن انسان قسمت عمده زمان تفکر و تعقل را صرف استنتاج می‌کند تا از چیزهایی که می‌داند به ظاهر چیزهایی جدیدی یاد بگیرد.

معرفت شناسی

معرفت شناسی

پوزیتیویسم، استقرا و آزمایش

مکتب پوزیتیویسم (Positivism) که بنیان غرب امروزی بوده و هست، بر مبنای استقرا بنا شده است. در این تفکر، کسر به عنوان روشی برای کسب علم وجود ندارد و تنها از استقرا می‌توان به علم رسید، به همین دلیل است که این مکتب چیزهایی مثل روح و یا دین را به هیچ وجه علم نمی‌داند (زیرا قادر به تجربه کردن و آزمایش و استقرای آن نیست).

توجه به این نکته اساسیست که در واقع عملکرد استقرا شبیه‌سازی کسر است، که با ضعف صورت می‌گیرد. به عنوان مثال ما استدلال می‌کنیم که «چون سیب از درخت بر سر نیوتون افتاد، پس نیروی جاذبه در زمین وجود دارد» در حالی که این استدلال نادرست است، زیرا اگر سیب بر سر نیوتون نیافتد هم جاذبه وجود دارد، پس علت وجود جاذبه، افتادن سیب نبوده. در واقع در استقرا سعی داریم بگویم «چون جاذبه وجود دارد سیب از درخت بر سر نیوتون افتاد» اما چون نمی‌توانیم این حکم را ثابت کنیم از نسخه معکوس و نادرست قبلی استفاده می‌کنیم.

به همین دلیل است که استقرا معرفت قطعی و جزمی به ما نمی‌دهد و از همین روست که اپیستمولوژی غرب به جایی رسیده که ادعا می‌کند هیچ معرفت قابل اثبات و صحیحی وجود ندارد و هرچیزی که قابل رد کردن و آزمایش کردن نباشد هم علم نیست.

کسر و پیش‌نیازهای آن

برای آنکه بتوانیم از استدلال کسری استفاده کنیم، باید ابتدا اصول صحیحی را در نظر «فرض» بگیریم که بتوانیم آنها را کسر دهیم و به نتایج و احکام دیگری برسیم. این اصول صحیح را منطق می‌نامیم و آنرا تعریف می‌کنیم « آن چیزی که انسان‌های سالم به صورت مشترک و بدیهی قبول دارند»؛ مثل اینکه جمع نقیضین محال است. در واقع منطق علمی حضوریست که هر انسانی بدون تلاش آنرا درون خود دارد و اگر آنرا نداشته باشیم، امکان بهره گیری از کسر را نیز نخواهیم داشت.

پس از فرض گرفتن منطق و اصول آن (محال بودن دور، محال بودن تسلسل، محال بودن جمع نقیضین و …) به ناگه حجم انبوهی از گذاره‌های عقلی مسلم به حوزه احکام اضافه می‌گردند که با تجمیع و کسر آنها می‌توان حجم انبوهی از علم را در دست داشت.

اسلام و علم

مکتب عدلیه (شیعه) با اتکا به منطق و قائل شدن اعتبار ذاتی برای عقل (انسان با عقل به دنیا می‌آید) به اثبات وجود خدا، صفات وی، معاد، نبوت و … می‌پردازد. تمامی این احکام نیز به صورت کسری اثبات می‌گردند و از استقرا استفاده‌ای نمی‌شود، به همین دلیل این شق از علم مشکوک و نسبی نیست.

لازم به ذکر است که علم کسری خصوصا در بین علمای اسلامی تا حدود بسیار زیادی پیش رفته و به قله‌های بسیار مرتفعی رسیده‌است که به دلایل مختلف به اندازه کافی با آن آشنا نیستیم. همین علم کسری نیز باعث دوران طلایی جهان اسلام شد که در ظرف چند صد سال سریعترین رشد علم در کل تاریخ بشر را در جهان اسلام مشاهده کردیم (که بر آشنایان با آن واضح است قابل مقایسه با رشد علم در حال حاضر نبوده است). می‌توان دلیل این امر را اتکای مسلمانان به بخش‌های قطعی از علم دانست که با کسر به دست آمده و باعث شده بودند کاخ علم به سادگی علم شود. (شاید به همین دلیل ایران با رشد متوسط ۱۱ برابر دنیا در تولید علم، در حوزه معرفت‌شناسی و اپیستمولوژی کمتر از میانگین جهان فعالیت داشته است، به علت عدم نیاز)

VN:F [1.9.5_1105]
امتیاز: 6.7/10 (7 رای)

انقلاب مصر و برخورد صحیح با آن

VN:F [1.9.5_1105]
امتیاز: 0 (از 16 رای)

قلم فرسایی نمی‌کنم، مطلبی راجع به ماهیت انقلاب مصر، تاثیرات احتمالی آن و برخورد صحیح با آن می‌نویسم که برای عزیزانی که اهمیت سیاست را درک می‌کنند بسیار مفید خواهد بود ( انشالله )

اولا که انقلاب مصر حتما به صلاح نخواهد بود، اگر دموکراسی آمریکایی در مصر برقرار بشود قطعا از دیکتاتوری مبارک بدتر خواهد بود و همین دین و ایمانی که مردم دارند نیز بر باد خواهد رفت (زیرا در دیکتاتوری حاکم ظلم می‌کند و مردم مظلوم هستند، اما فساد در سطح مردم نیست و در سطح حکام است ولی در دموکراسی حکام و مردم یکپارچه می‌شوند و اگر حکام فاسد باشند مردم نیز فاسد خواهند بود. توضیحات بیشتر در مطلبی دیگر)

ثانیا همانطور که همه می‌دانند، انقلاب مردم مصر رهبری منسجم ندارد و به دلیل انعکاس دومینویی انقلاب‌های تونس و اطراف رخ داده است. این امر بسیار خطرناک است و تا وقتی رهبری برای انقلاب معین نباشد، خط و مشی دقیق آن نیز معلوم نیست و هر جریانی می‌تواند آنرا دستکاری و مصادره کند.

ثالثا ۹۰ درصد جمعیت مصر مسلمان هستند و در تصاویر راهپیمایی‌ها بر همه مسلم بود که انقلاب به دست مسلمانان غلیظ در دست انجام است و قشری که حداقل ظاهرا شدیدا مسلمان نباشد در جمعیت دیده نمی‌شد.

با این اوصاف تمام جریانات مختلف، خیز برداشته‌اند تا از آب گلالود ماهی بگیرند و انقلاب مصر را به نفع خود مصادره کنند. آمریکا  با رهبر نشان دادن البرادعی و اعلام دروغین اینکه او تحت فشار است که رهبری را به دست نگیرد، عربستان با حمایت از دولت جاری، ایران و اسرائیل با سکوت و هر جریان دیگری به نوبه خود. اما نباید تمام تحلیلات را به موسسه‌های آمریکایی قدرتمند مانند RAND بسپاریم که اگر اینگونه عمل کنیم نتیجه نیز از آن آنان خواهد بود.

در این میان جریان موسوم به جنبش سبز قصد برگزاری تجمعی در ایران را دارد، غافل از اینکه این خط از آمریکا منشاء گرفته تا نه تنها انقلاب مصر را به جنبش سبز پیوند زند و ماهیت آندو را به جهانیان یکسان نمایان کند، بلکه افکار عمومی را از التهاب مصر کمی دور کند.

اما ایران نیز به دلیل حساسیت موضوع امکان هیچگونه اعلام نظر رسمی سیاسی ندارد که جریانات مخالف به شدت منتظر این عکس العمل هستند تا تحرکات مصر را گردن ایران و عوامل جاسوسی آن بیاندازند و بار دیگر ما را تروریست و دشمن ملت‌ها معرفی کنند. از طرف دیگر در صورتی که ایران هیچ موضعی نگیرد، چگونه می‌تواند جریان را به نفع خود مصادره نماید؟

راه حلی که به نظر من رسید اینست که تظاهرات مردمی گسترده‌ای، بدون پوشش دولتی در ایران در پشتیبانی از انقلاب مصر برگزار شود. بدینسان نه تنها ماهیت انقلاب مصر به ماهیت انقلاب اسلامی تغییر خواهد کرد بلکه این انقلاب برای ایران و مردم و راه آن مصادره خواهد شد و در صورتی که مصر انقلاب اسلامی کند و به جبهه ایران بپیوندد، اسرائیل در آینده نزدیک و آمریکا در آینده دور از صحنه حذف خواهند شد.

VN:F [1.9.5_1105]
امتیاز: 4.6/10 (18 رای)