نهضت تولید علم
by AbiusX
چند وقتیست که زمزمه نهضت تولید علم و رشد سریع آن در ایران به گوش میرسد. گزارشی از یکی از معتبرترین موسسات بررسی رشد علم در کشورها در روزهای اخیر مشاهده شد که نشان میداد ایران ۱۱ برابر متوسط جهانی تولید علم دارد. به اندازه کافی همه از خوبیهای این موضوع سخن راندهاند و حتی رهبر معظم انقلاب هم بدان اشارههایی داشته است. اصلا قصد ندارم نقاط مثبت این نهضت را بکوبم اما نقاط منفی خطرناکی وجود دارد که در صورت عدم اصلاح مارا به پرتگاه نزدیک میگرداند.
اول آنکه همین مقاله (که مطالعه مختصری بر روی آن داشتم) اذعان میدارد که رشد علم ایران در تمام عرصههای فنی و تئوری تقریبا از همه کشورها جلوتر است مگر در عرصه معرفتشناسی علوم یا Epistemology. این موضوع شاید بحران به نظر نرسد زیرا از دیدگاه دین ما علم و معرفت جایگاه مشخصی دارد و تلاش زیادی برای بدست آوردن و اثبات کردن جایگاه آن لازم نداریم، ولی واقعا کمبود در این زمینه به دلیل اسلامی بودن ما نیست، بلکه به دلیل آنست که سرباز تولید علم هستیم و نه فرمانده آن.
ما در عرصه تولید علم در زمین امپریالیزم بازی میکنیم. دانشمندان و اساتید ما، علم تولید میکنند تا هویت علمی از غرب به عاریه بگیرند. دانشجویان ما نیز استادی را باسواد و مهم میدانند که بیشتر به غرب سواری علمی داده باشد. استاد و دانشجوی ما ماهها زمان خود را صرف تهیه یک مقاله و پژوهش میکند، به قصد آنکه با ارسال آن برای منابع علمی معتبر جهانی امتیاز بیشتری بگیرد. جالب آنکه همین اساتید و دانشجویان برای نوشتن این مقاله باید هزینههای هنگفتی جهت اشتراک در منابع خارجی پرداخت کنند تا مقالات هم میهنان خود را تهیه کنند. سپس مجددا برای ترجمه آن هزینه کنند و در نهایت دوباره مطلب را برای همانها تولید کنند، آنهم نه حتی رایگان! بلکه با ارسال نقدی کلی هزینه به مجلات و ژورنالها و کنفرانسهای معتبر جهت بررسی مقاله ارسال شده.
این سیکل معیوب، دقیقا سواری دادن به غرب است و چندین برابر عایدی آن برای ما (که تقریبا هیچ است غیر از تشویق آنها که بارک الله ایران هم علمی است!) برایمان هزینه دارد، از زحمت استاد برای تهیه (با بودجه بیت المال) گرفته تا هزینههای نقدی پرداخت شده. آخر چه چیز عاید ما میشود؟ ۱۱ برابر دنیا تولید علمی داشتن تا به آن دل خوش کنیم. معرفتشناسی علم، جدای مبادی اصلی خود برای ما مشخص میکند که اصلا این علم را میخواهیم چکار؟ به چه درد ما میخورد و اصولا چه علمی به درد ما میخورد. امپریالیزم نمیخواهد و نمیگذارد که ما در این عرصه پیشرفت کنیم ولی خودآگاهی دانشمندان و نخبگان ما حتما این دگم را خواهد شکست.
درست است که چون زمین و قواعد بازی علمی را آنها تعریف کردهاند، ما مجبوریم که در زمین آنها و با قواعد آنها بازی کنیم، اما این بدین معنی نیست که باید با رضایت بازی کنیم و جلوشان چنان خم شویم که نوک دماغمان به زمین بخورد. هماهنگونه که مجبوریم بسیاری از خریدهای خود را با دلار انجام دهیم، یا مجبوریم پردازندههای اینتلی را خریداری نماییم که مستقیما گلوله در بدن فلسطینیان میشود؛ ولی این بدان معنی نیست که باید از این کار خشنود باشیم و به خود افتخار کنیم. تولید علم برای غرب تا جایی که بتوانیم به آنجا نفوذ کنیم و بعد آنها را به خود وابسته کنیم، نه اینکه حتی پس از اینکه استاد کامل شدیم سالی سه ماه تشریف ببریم خارج و برایشان تولید علم کنیم و بعد هم که برگشتیم به خودیها پز بدهیم و بگوییم مشترک آنجا شوند تا از مقالات ما استفاده کنند!
khoob bood
merci
میشه کل مطلبتو تو این جمله از متنت خلاصه کرد “ما در عرصه تولید علم در زمین امپریالیزم بازی میکنیم” و فکر می کنم تا زمانی که معیارهای ارزش گذاری ما بر علم و کسانی که به دنبال علمند تغییر نکند اوضاع همین است و تنها معدود کسانی که بسیار به اصول تولید علوم و معرفتشناسی علوم پایبندند با سیاست پیش می روند
khoob bood
age mishe dar morede ma’refat shenasi elm bishtar begid
mamnoon
hi
baba baz to nazar dadi akhe elme in mamlekat be to che
to ke mikhay beri MIT
albate to yeja khondam ke miri va bar migaridi
ostade tarahi web khodeti
shaki nist dadash
p:
salam dadash to chi kar dari ba in elme mamlekat albate to mikhaye beri va bargaridi MIt ro migam
khoob bod
merC
حرفاي خوبي بود.
در مورد رشته خودم، خيلي از بيماري ها و مشكلا بومي اند كه آمار و اطلاعاتي در كتاب هاي رفرنس ندارند..اما
…مشكل ما اينه كه مشكلاي خودمون رو فراموش كرديم،دنبال حل مشكلاي دنيا هستيم.
آقای نادری!
شما <> معتقدید اکثر آدم ها <>
نمی فهمند؟
تا حدودی بله. هم حقیقته و هم واقعیت و باید هم اینطور باشه.
باید از کجا می آد؟
چون این حقیقته؟ یا جایی نوشته؟اگر دومی: کجا؟
اگر اولی آهااااااااااااان!
سومی هم اگر هست بفرمایید.
ممنون
سلام…
با بعضی ایدئولوژی های جنابعالی رسما مشکل دارم مخصوصا در امور سیاسی…
اما از اینکه با وبلاگ پر محتوای شما آشنا شدم خوشحالم و از مطالبتان بهره بردم…
حرف شما در باره علم آموزی کاملا متین است،عضویت در نشریات خارجی شاید به صرفه نباشد اما اینکه استادان ما در خارج تدریس نکنند عملا و تحقیقا امری نیک نمی تواند باشد صرف اینکه از سود رسانی به اجانب جلوگیری کنیم.
اتفاقا با حضور در جوامع فرهنگی و علمی غرب می توانیم فرهنگ و علم خودمان را انتقال دهیم…
درباره تو…
فكر مي كردم عرضت بيشتر باشه…
غول گنده بدجور خاكت كرده