ماه مبارک – شروع
by
«اللهم انیاللهم انی اسئلک الامان»
روز ۲۹ شعبانه، روزه ای. جمعست، متعلق به ارباب، آقا امام زمان (عج)… خسته ای، دلمت گناه می خواد… اذان مغرب میشه، می خوای بری افطار کنی و بیای به کارات برسی، حالا نماز رو هم بعدا می خونی… «مولای یا مولای، انت المولا و انا العبد، و هل یرحم العبد الی المولا» اذان رو که می زنن، الله اکبر… حضور ملائک رو احساس می کنی…یه حسی تو دلت ایجاد میشه، عجب شیرینه…. عجب ماهیه… به به… به جای سر سفره، میری وضو می گیری… نمازی می خونی که هیچوقت یه این شیرینی نخوندیش… الله اکبر… رجب و شعبانش به این عزیزی بود، ولی ماه رمضان چیز دیگریست، یا الله….
«مولای یا مولای، انت العزیز و انا الذلیل» به کسی چه ربطی داره که گناهکارم؟ دیگه خودت بالاترینی، دعوتم کردی سر سفره خودت… چی می خوام دیگه؟ خدایا از الآن نگرانم که این مهمونی تموم بشه… تموم بشه و من …. الله اکبر
«مولای یا مولای، انت الخالق و انا المخلوق، و هل یرحم المخلوق الی الخالق» خدایا… تنهام نذار… سر سفره تو باشم اما دلم جای دیگه باشه، چی بدتر از این؟ خدایا بنده ضعیفتم، به من رحم کن، به من قوت عبادت بده، توفیق مناجات بده، خودت منو ببر… من عبد ناخلف تو هستم، خودت دستمو بگیر ادبم کن….
خدایا، به امید تو
یا ذَاالْجُودِ وَالاِْحْسانِ وَالطَّوْلِ وَالاِْمْتِنانِ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ .دست هیچ کس و رد نمی کنه.التماس دعا
1 miligeram ham farq nakardi