فلسفه جشن تولد
by AbiusX
از اونجایی که چند وقتیه بسیار مشغله زیاده، با یک مطلب کوتاه در خدمتتون هستم …
و اما چرا برای تولد کسی جشن میگیرند و اون هم باید مهمونشون کنه؟ اصلا جالب نیست که صرفا چون این یک عادت هست و بعضی میکنند، انجامش بدیم بدون اینکه دلیلی داشته باشیم و مهمتر بدون اینکه حکمتی پشتش باشه! قبل از اینکه بقیه مطلب رو مرور کنیم، با خودمون فکر کنیم ببینیم واقعا چرا ….
چرا برای کسی تولد میگیریم؟ به عبارت دقیقتر، چرا برای تولد کسی جشن میگیریم؟ برای پاسخ این سوال هم، مثل اکثر سوالات اینگونه به تاریخ بر میگردیم و به قابل تکیهترین تکه تاریخ، یعنی زندگی معصومین رجوع میکنیم. معصومین ولادتهای دیگر معصومین را مبارک میداشتهاند و ما هم این ولادتها را بسیار میمون میشماریم و در آنها بسیار نیز نتیجه میگیریم. تولد میگیریم چون روز مبارکیست برای ما و فردی که در این روز به دنیا آمده نه تنها برای ما عزیز است، بلکه در زندگی ما نیز تاثیرگذار بوده، به قدری که قصد تشکر و قدردانی از وی را داریم.
تولد، روز فرد در سال نیست. برخی میانگارند روز تولدشان دنیا متعلق به آنهاست و همه چیز و همه کس باید در خدمت آنها باشند! برعکس روز تولد یک فرد، روزیست که او باید از خدا تشکر کند و قدردانی، همانطور که دیگران از او تشکر میکنند و برایش تولد میگیرند تا خوشحال شود، او هم باید از خالق خود به پاس بزرگترین نعمتی که در چنین روزی گرفته، تشکر کند و او را خوشحال کند. تولد روزی نیست که راحتتر گناه کنیم و بیخیال خدا شویم، بلکه روزیست که باید ۲۴ ساعته به یاد خدا باشیم و بیشترین تقوی و کار خیر را از خودمان نشان دهیم! بنگرید که چگونه وارونه عمل میکنیم و از مواخذه هم نمیهراسیم…
و اما چرا متولد، به بقیه شیرینی یا غذا میدهد؟ او نیز از سر وارستگی و تواضع، از این قدردانی دیگران تشکر میکند و طوری نشان میدهد که آنها برای وی مهم هستند طوری که نه تنها عمر و سرمایه خود را خرج آنها میکند، بلکه به راحتی درآمد نقدی و خوراک خود را نیز با آنها درمیان میگذارد.
بنابراین اولا برگزاری جشن تولد، به عهده متولد نیست، بلکه به عهده دوستداران اوست. دوما، پذیرایی تولد پس از مراسم و اهدای کادو باید انجام شود (یا در مقام عمل یا نیت) نه قبل از آن، یعنی نباید اول متولد دوستان را جایی ببرد و میهمان کند، سپس آنها برای تولد او ابزار خرسندی کنند، و موارد دیگر که استنتاج آنها را به خواننده نکتهسنج میسپاریم.
khob vaghti baraye kasi tavalod migirim ya hedie yani inke baraye ma aziz boode ya be ghasde tashakor va ghadrdanie pas che dalili mitune bashe ke un fard hediero ghabul nakone?
az nazar tarikhi khob bod falsafe tavalodo donestim
ama fek konam afrade ziadi ro bordi biron rooz
tavalodet
ke injori minale
etefaghan tavalod hamin ye tik kash +hedye dadan esh hal mide:)
eeehhh , salaam.. chetoori???? miss u. movafagh bashi doste ghadimi :d
nazare khasi nadaram
faghat ye jomle mikham benevisam bi rabt nist
“har koodaki ke be donya miayad ba khod in peygham ra darad ke khodavand hanooz az ensan na omid nashode ast”
مثه این که روز تولدت حسابی پیاده شدی که اینقدر نالونی وگرنه اصل تولد به شیرینی دادنشه
احتمالا دوستات خالیت کردن از اونور هم بهت کادو ندادن
اخه تو به تولد هم کار داری ای خدا منو نجات بده
اونوقت بر رو میره ازاد میکنه یه ملت میان گند میزنن بعد میگه به من چه چون میدونه الان همه چیز به گردن خودشه برو مسئولیت اون چیزایی رو که بت سپردن درس انجام بده به تولد ملت کاری نداشته باش
عباس نادری جان. منتظر ظهور منی؟ نمیدانم چقدر ایمان داری که خوابهای راستینت یادت بمونه. ولی دیشب اگه یادت باشه**************. ولی حالا جدا از شوخی، خیلی بنظر داغون میای. یه سفری برو یه دو سه تا رفیق پیدا کن. بگو و بخند راه ینداز. چرا اینقدر تو خودتی. یذره ذهنت را باز کن. واسه شروع فکر کن که همه تعلیمهایی که بهت دادن دروغ بوده واسه اینکه خودشون مال و منال ملت را غارت کنند. یک ثانیه. میدونم فکر کردن بهش هم برات محاله ولی یک ثانیه فقط یک ثانیه فکر کن. تمام نوشته هایت بوی بلغور میده. انگار که مدت طولانی ای رو تحت شستشوی مغزی بودی. امیدوارم بجای مسخره کردن فیلمهای احمقانه ای مثل 2012 بشینی تفکرات آدمایی مثل من را نقد کنی. یعنی البته اگر جرات وارد شدن به دنیای من (به زعم من حقایق و به زعم ذهن شستشو داده تو لیبرالیسم و نیهیلیسم و ضد ولایت فقیه و کافر و مرتد) را داشته باشی که صد البته ندیدم این جرات رو درونت.
اگه یه روزی روزگاری جرات پیدا کردی بشین این کتابهایی که در مملکتت ممنوع شدن رو گیر بیار بخوون. سلمان رشدی نمیخوام بخوونی چون داستان بی سر و تهیه. ولی 23 سال را چرا. صادق هدایت را چرا. اصلا انگلیسیت هم که خوبه کتاب God Delusionِ ریچارد داوکینز را بخوون. نیچه بخوون. دفترهای چهارم و پنجم مولانا مولوی رو بخوون. با اندیشه صوفی ها، دراویش، روشنفکرها، اکبر گنجی، عباس معروفی و عبداکریم سروش و غیره آشنا شو. مسلما توقع ندارم که یک خط از حرفهایشون را قبول کنی ولی دست کم آشنا شو ضرر که نداره. با سرسختی ای که من توی تو سراغ دارم میدونم که آدم یک رای ای نیستی و خودت میتونی مو رو از ماست بکشی بیرون. بهتر بگم راحت قانع نمیشی ولی وقتی بشی قدرتش را داری که قبول کنی تغییر را.
سلام مولوی. ممنون از اینکه وقت گذاشتی اینهمه نوشتی.
کاری که تو گفتی رو کردم، دوران دبیرستان. تعلیمات رو ریختم دور از اول خودم بتونی ساختم. نمیدونم راجع به من چقدر میدونی ولی خودمو متفکری میدونم که اتفاقا خیلیها حرفامو بلغور میکنند! و معمولا تولید فکر میکنم نه تکرار فکر.
کتابهای ممنوعه، خیلی بیشتر از فهرستی که بهم دادی خوندم. کتابهای صادق هدایت رو حدود ۱۰ تاشو، سلمان رشدی رو بخش زیادیشو، توهم خدای ریچارد داوکینز رو هم جدای خوندن، تحلیلش رو هم نوشتم! این موارد بعدی هم که فرمودی بحث و کار زیادی روی همشون کردم.
نمیگم که مخالف بودم با همش، ولی این نیست که ندونم و نفهمم. ایشالله خدا همرو هدایت میکنه.
اللهم عجل لولیک الفرج اما …..
نیا گل نرگس
جهان که جای تو نیست دو صد ترانه ب لب ها یکی برای تو نیست
نیا گل نرگس
نیا به دعوت ما هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست
نیا گل نرگس
به جان تشنه عشق دعا دعای ظهور است ولی برای تو
نیست
امروز داشتم برد بسیج میخوندم
این یعنی چی بالای برد!!!
بچه که ناز نفسه یکی اش که هیچ 2 تاش کمه!!!
chera in posti ke bad az in bud ro hazf kardin?!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جهت جلو گیری از لوث شدن هرچه بیشتر استعمال مداوم کلمه هایی مثل “باید”،”عهده”،”حکمت”…دوستانه خواهش می کنم کاربرد های مهم تری از این کلمات عمیق و البته پرکاربرد را در معرض دید قرار دهید.
استفاده مصرانه شما از کلمه ی “فلسفه” ذهن مرا بیشتر به این سمت کشاند که روز تولد انسان دقیقا و اتفاقا هیچ تفاوتی با روز های دیگر خدا ندارد.مگر تفاوتی به علت دیگری.
من فکرمی کنم مهم تر از همه خاطره نیکی ست که در پایان جشن کذا در ذهن همه از متولد تا مدعوین باقی خواهد ماند.نه مبلغ نا قابلی که در این میان رد و بدل شده.
خود را درگیر تکلف های متحجرانه نکنیم.
موفق باشید
اگر تحجر صرفا آنچه شما نمیپسندی باشد حق با شماست! ولی دقیقا همانطوریست که فرمودید و روز تولد یک فرد برای دیگران هیچ تفاوتی با دیگر روزهای خدا نمیکند (ولی برای وی میکند، رجوع به نوشته)
شما قطعا اشتباه میکنید که مهمتر از همه خاطره نیک (یا دقیقتر بگوییم خوش) ایست که از این جشن میماند. چه چیز آن مهم است و چه چیز آن خوب؟! بسیاری از انسانها روزها و ساعتهای بیشماری را در مراسمی میگذرانند که خاطرات بسیار جذاب و خوشی باقی میگذارد ولی پشیزی ارزش افزوده برای انسان و عمر وی ندارد.
بحث مطلب هم به هیچ عنوان روی مبلغ نبود. به هر حال از تذکر شما ممنونم.