عدم فرصت بررسی در آخرالزمان
by AbiusX
یکی از ویژگیهای مهم و سرنوشتساز آخرالزمان سریع بودن آنست، بدین معنی که فرصتی برای بررسی نیست. به عنوان مثال در فتنه اخیر فرصتی برای بازشناسی معیارها و تشخیص حق از باطل وجود نداشت و فرد باید سریعا دست به کار میشد و میبینیم که هرچه جلوتر میرویم این فرصت برای امتحانها و آزمونها کوتاهتر و کمتر میشود. برای مقایسه در نظر بگیرید جنگ تحمیلی و یا انقلاب اسلامی را که سالها و حداقل ماهها فرصت برای فکر و اندیشه و فهمیدن وجود داشت و فعالیت بسیاری جهت این روشن سازی انجام میگرفت، سپس رخداد و امتحانی صورت میگرفت.
مانند اینکه فرض کنید میخواهید رشتهای را بخوانید و از وقتی وارد دانشگاه میشوید هر روز از شما امتحان میگیرند، و شما هرروز گند میزنید و اصلا دیگر فرصتی برای خواندن نیست. پس راه چاره چیست؟ اولین راهی که به ذهن میرسد اینست که انسان آینده نگری کند. یعنی بداند در آینده چه امتحانی پیش خواهد آمد و چه مباحثی در این امتحان مطرح خواهند شد، که البته این آینده نگری احتمالیست و قطعی نیست و نقش بصیرت در تعیین و پیگیری آن مهمترین است.
در فتنهها و آزمونهای آخرالزمان، وقتی فتنه حاصل میشود که دفعتی است، مردم سه دسته اند، دستهای که آمادگی آنرا داشتهاند و به خوبی میدانند چه باید بکنند و البته به وظیفه خود عمل میکنند. دوم دستهای که بدون تعارف و آگاهانه انتخاب خود (هرچند اشتباه) را کردهاند و در سپاه باطل شمشیر میزنند. البته در این دسته افراد کم نیستند ولی نسبت به دسته سوم اندکند. دسته سوم نیز گمراهان و بیخبران، کسانی که نمیدانند چه شد و چه باید بکنند هستند. حضرت امام صادق (ع) این دسته از مردم را مستضعف میخواند (در همین دسته بندی ۳ تایی) و میفرماید باید مستضعفان بدانند و تخقیق کنند تا انتخاب کنند.
مصداق مستضعفان در تاریخ بسیارند، مردم کوفه، مسلمانان بسیاری که با حضرت امیرالمومنین (ع) جنگیدند و اکثر سنیها و شیعیانی که بدون دلیل دین خود را دارند، یعنی اگر در هند بدنیا میآمدند بودایی و اگر در اروپا به دنیا میآمدند مسیحی میشدند.
از آنجایی که پدیده آخرالزمان یک حقیقت و در عین حال یک واقعیت است، و واقعیات جهان ما دفعتی نبوده و کم کم حاصل میشوند (با سرعتهای متفاوت) این ادعای بنده که در آخرالزمان فرصت بررسی و مطالعه برای امتحان نیست، اثبات میشود. دقیقتر مطرح کنیم، در قبل از آخرالزمان فرصتی برای اندیشیدن و انتخاب کردن بود، پس از ظهور حضرت امام عصر (عج) مردم در سپاه حق و باطل قرار میگیرند و دیگر کسی مستضعف نیست. بنابراین در این میان هرچه به آخرالزمان نزدیکتر شویم، فرصت تامل و تصمیم کمتر و کمتر میشود. و به نظر حقیر فرمایش مقام معظم رهبری نیز در این راستا بود که کسب بصیرت جوانان را در این مقطع زمان که بسیار بسیار به فرج نزدیک است، وظیفه اصلی قلمداد نمودند.
حال با دانستن این و آن، و مستضعف نبودن حداقل تا این اندازه که بدانیم مستضعفیم و نباید باشیم، آیا صلاح است که دست روی دست بگذاریم و مانند گذشته زندگی کنیم؟ با این چندین امتحان و انتخابی که در این مقطع داشتهایم و نتایج کارهایمان، آیا متنبه نشدهایم؟ آیا فرصت آن نیست که با جان و دل و بی هیچ دریغ، درسهایمان را برای امتحانهای مکرر و مشدد پیش رو بخوانیم ؟ …
اگه از تاریخ درس می گرفتیم هیچ مستضعفی هم وجود نداشت.
امام زمان هم میاد مردم رو به حق فرا میخونه!
همونطور که بقیه اماما مردم رو دعوت کردن!
اگه ندای حقو با خودمون زمزمه کنیم یکم از شنوا بودن حر رو داشته باشیم میتونیم حتی اخرین لحظاتم اماممونو لبیک بگیم.
من آخر نفهمیدم چرا شما میگید تو آخرالزمان فرصت کمه؟این خط رو توضیح میدین لطفا:”از آنجایی که پدیده آخرالزمان یک حقیقت و در عین حال یک واقعیت است، و واقعیات جهان ما دفعتی نبوده و کم کم حاصل میشوند (با سرعتهای متفاوت) این ادعای بنده که در آخرالزمان فرصت بررسی و مطالعه برای امتحان نیست، اثبات میشود. “
سلام دوباره
من همون سوال خانم مینا رو دارم!
یعنی از اینی که نوشتی چه جوری ثابت میکنی که دفعتی هست؟
و یک سوال مهم دیگه که دوست داریم حتما جواب بدی ،ولو با ایمیل:
چرا فکر میکنی ظهور آقا (عج) اینقدر نزدیک هست؟