روایتی از منتظران واقعی
by AbiusX
در این شب جمعه متعلق به آقا که انشالله فردا امام زمان (عج) ظهور خواهند کرد، روایت بسیار مهمی را در ارتباط با انتظار واقعی تقدیم شما میکنم. روایت را از یکی از دوستان عزیزم شنیدهام که البته سند قطعی ندارد ولی مضمون آن در روایات مستند بسیاری آمده و بعد از خواندن متوجه درستی آن خواهید شد. ( انشالله )
در زمانهای گذشته در شهری کوچک، مردی بود بسیار عاشق امام زمان و منتظر واقعی، به طوری که هر شب و روز جمعه سلاح بر میگرفت و لباس رزم میکرد، آماده به دشت و کوه میزد و منتظر بود تا آقا ظهور کند و وی در رکابشان آماده باشد. سالهای سال گذشت و یک شب جمعه، مرد داستان ما بسیار ناامید شده بود و همانطور که در بیابان گذر میکرد، با خود زمزمه میداشت که «ای امام زمان (عج) چرا ظهور نمیکنید همه اهالی شهر منتظر ظهور شما هستند همیشه برای معرفت شما برنامه برگزار میکنند و هر شب جمعه همگی منتظر هستند شما ظهور کنید، آماده و در رکاب. واقعا چرا ظهور نمیکنید دیگر چه چیز باید آماده باشد…» و در همین حال خود بود که به خیمهای رسید.
وارد خیمه شد وجود مقدس و نورانی امام عصر (عج) را در آنجا درک کرد و بسیار مسرور و شگفتزده شد. امام به وی گفت «اگر میخواهی بدانی چرا ظهور نمیکنیم، شب جمعه هفته دیگر بهترین مومنین و منتظران شهرتان را به منزل خود دعوت کن و مهمانی ترتیب بده و بگو امام زمانمان سفارش کردند که من این میهمانی را تشکیل داده و شما را دعوت کنم. همچنین دو بز تهیه کن و در پشت بام ببند.»
هفتهای دیگر سپری شد و مرد ۴۰ نفر از مومنترین مومنان شهر را گلچین کرده برای میهمانی خویش دعوت نمود. ساعتی از شب گذشته بود و مهمانان نشسته از حضرت سخن میراندند و از اینکه چگونه حاضرند جان و مال و ناموس خود را در راه آن حضرت فدا کنند که ناگهان نوری محیط را احاطه کرد به طوری که بر همه حضار الهام گردید که حضرت در پشتبام حضور دارند. میزبان، یعنی همان مرد منتظر، شتابان برخاست و به پشت بام رفت. حضرت را در آنجا دریافت و بسیار مسرور شد. حضرت به وی دستور داد که یکی از این بزها را سر ببر و خونش را در ناودانی منزل خود رها کن.
ساعتی بگذشت و حضار دیدند که خونی تازه از ناودانی به پایین سرازیر است و میزبان باز نمیگردد. یکی دیگر از حضار که ارادت خاصی به حضرت داشت، سراسیمه برخاست و به پشت بام رجعت کرد. در آنجا حضرت را دریافت و رخسارش گلگون شد. حضرت پس از صحبتی اندک، به وی نیز دستور داد که بز دیگر را سر ببرد و خون آنرا در ناودان هدایت کند. مرد دوم نیز چنین کرد. پاسی بگذشت و دو مرد و امام زمانشان در پشت بام تنها بودند و کسی دیگر از حضار بالا نیامد. حضرت به آنها خطاب کردند «در شهر شما تنها دو نفر منتظر واقعی من بودند و آندو شمایید.» و سپس رفتند.
دو مرد به منزل بازگشتند و دیدند هیچکس در داخل خانه نیست. سراغ یکی از میهمانان به منزل او رفتند و او را بسیار ترسیده و رنگ از رخسار پریده دریافتند، بدانها گفت « ما همگی فکر کردیم حضرت شما دو تن را گردن زده است و از ترس از مجلس گریختیم! »

به این نکته اشاره کردی که یکی از اصلی ترین مقدمات ظهور آمادگی کامل مردم برای آن است اما چنین حدی از ایمان به سادگی به دست نمی آید که مردم بتوانند به سادگی جان خود را فدای امام خویش کنند و در حد ادعا نباشد و عمل مردم کوفه را تکرار نکنند باید مرحله هایی هم طی شود مطمئنا باید ابتدا مردم امام خود را بشناسند و نسبت به او معرفت کسب کنند چون ایمان در سایه معرفت حاصل میشه همان طور که رسول اکرم(ص) می فرمایند : من مات و هو لایعرف امامَهُ ماتَ میتةً جاهلیةً در ادامه باید این معرفت را به اطاعت منجر شود از امام صادق(ع) می فرمایند خوشا به حال شیعیان مهدی قائم(ع) آنان كه در دوران غیبت او چشم انتظار ظهور اویند و در دوران ظهورش سر سپردگان اوامر او و همین طور حضرت علی(ع) می فرماید کسی که چشم انتظار حاكمیت ما باشد مانند مجاهدی است كه در راه خدا به خون خویش غلطیده باشد البته تمام اینها علاوه بر بعد فردی بعد اجتماعی هم داره و اگر فرد علاوه بر اینها به سایر نکات مهم برای کسب آمادگی برای ظهور عمل کنه یقینابه چنین سطحی از ایمان می رسه
اَللّـهُمَّ اجْعَلْني مِنْ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ وَ الذّابّينَ عَنْهُ وَ الْمُسارِعينَ اِلَيْهِ في قَضاءِ حَوائِجِهِ وَ الْمُمْتَثِلينَ لاَوامِرِهِ وَ الُمحامينَ عَنْهُ ، وَ السّابِقينَ اِلى اِرادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْهِ
بعد از تحیه و سلام
بسیار تکان دهنده و هشدار دهنده برای خود من بود
انشاء الله که همه ی ما جزو منتظران واقعی حضرت حجت باشیم.
اللهم عجل لولیک الفرج
ان شاء الله از منتظرین واقعی حضزت باشیم.
بسم الله الرحمن الرحيم
ديروز کلمه مقدس “الله” را به
“Israel”
ترجمه کردند و امروز کلمه “قدس” را . . .
جنگ سايبري يعني هجمه رواني و براي مقابله با اين هجمه رواني علاوه بر دفاع نياز به حمله نيز هست…
ما آماده حمله شده ايم و در اين نبرد سايبري به کمک همرزماني چون شما نيازمنديم . . .
جنبش سايبري ضد صهيونيسم
خوب داستان جالبي بود ولي چند مشكل داشت 1-اينكه بدون سند و مدرك بود
2-اينكه خوب در اينصورت امام در هيچ زماني نبايد ظهور كنن چون اكثز مردم عامي هستن و وقتي هيچ شناختي از حضرت ندارند اين فرم كارها كمي عجيب است درسته كه هر انساني بايد به حرف مولاي خود بدون چون چرا گوش بدهدولي چند درصد مردمي كه روز به روز از اين اطاعت دور ميشوند پيدا ميشو