ردی بر برهان نظم
by
برهان نظم، برهانی علمی و منطقی نیست و از آنجایی نام برهان بر آن قرار گرفته که تا حدود زیادی بدیهیست و مهمتر آنکه رد قابل توجهی بر آن ارائه نشده. به عبارت دقیقتر این برهان از اصول منطق برای اثبات صحت خود بهره نمیجوید، بلکه تواتر و عدم وجود توضیحی دیگر برای نظم موجود در جهان را اثبات خود تلقی میکند. در این مختصر به صورت منطقی و ریاضی این برهان را رد میکنیم.
قبل از طرح اثبات، ذکر این نکته لازم است که اثبات ما مثل برهان نظم و ردهای معمول آن، مبتنی بر احتمالات نیست، یعنی به این صورت نیست که بگوییم احتمال وجود این نظم چنان بالاست که نمیشود آنرا نادیده گرفت و یا احتمال ردها اینقدر کم است که معقول و قابل بررسی نیست. بنابراین اثبات ارائه شده در این مطلب قطعی و غیراحتمالاتی است.
فرانک پلامتون رمضی (متولد ۱۹۰۳، وفات ۱۹۳۰) دانشمند و ریاضیدان و فیلسوفی بود که یک نظریه بسیار معروف دارد. از این نظریه یک مساله معروف نیز نشئت گرفته است. نظریه رمضی اثبات شده است. این نظریه بیان میدارد که : “how many elements of some structure must there be to guarantee that a particular property will hold?” یعنی «چند مورد از نوعی خاص وجود داشته باشد تا یک خاصیت خاص قطعا در اون مجموعه وجود داشته باشد؟» رمضی ثابت کرده که هرگونه نظم و ویژگی خاصی در یک مجموعه میتواند پدیدار باشد، به شرط آنکه مجموعه به اندازه کافی بزرگ باشد.
چند مثال از کاربردهای نظریه رمضی:
- یک مجموعه را به چندین بخش کوچتر تقسیم میکنیم. اندازه مجموعه اصلی چقدر باشد تا حداقل یک مجموعه کوچک ویژگی مورد نظر را داشته باشد.
- یک گراف کامل را با قرمز و آبی (هر یال را) رنگ میکنیم. حداقل اندازه گراف چقدر باشد تا یک مثلث با یک رنگ ثابت قطعا در آن وجود داشته باشد؟ با استفاده از مسئله رمزی پاسخ ۶ است.
- تعمیم همان مثال بالا آنست که در یک گراف (مدلسازی جهان) اگر یالها را با c رنگ رنگ آمیزی کنیم، یک زیرگراف کامل (کوچکتر از خود گراف) حتما وجود دارد که با یک رنگ رنگ آمیزی شده باشد.
بنابر همین قضیه، از آنجایی که جهان آفرینش به اندازه کافی (حتی به ادعای برخی بینهایت) بزرگ است، قطعا یک زیرمجموعه کامل با یک رنگ خاص (منظم) در آن وجود خواهد داشت. مانند کره زمین یا منظومه شمسی یا حتی کهکشانهای ما. از این رو، برهان نظم رد میشود و راهی قابل اتکا برای قشر فهمیده جهت اثبات وجود خدا نخواهد بود.
نظم برای اثبات خدا نباید استفاده بشه.همونطور که تو ردش کردی.نظم دلیلیه بر ناظم بودن خالق.همین که در بی نهایت حالت بالاخره در یک حالت نظم رخ می ده از ناظم بودن خداس.می تونست اینجوری نباشه.البته این حرفا رو با اطمینان کامل نمی زنم.باید بیشتر راجع بهش فکر کنم.
مطلب جالبی بود. یه اثبات دیگه با استفاده از فرآیندهای تصادفی میشه مطرح کرد : توی درس فرآیند تصادفی یک مثال معروف وجود داره: یک میمون که پشت یک کامپیوتر نشسته و به صورت تصادفی کلیدهای کی بورد رو می زنه، ثابت میشه که اگر به اندازه کافی منتظر بمانیم این میمون هملت شکسپیر رو تایپ خواهد کرد. پس شکسپیر شاهکار ننوشته بلکه یک میمون هم میتونه اونو بنویسه. از دیدگاهی که مطرح کردی توی یک دنبالۀ تصادفی اگر به اندازه کافی بزرگ باشه هر زیر دنباله ای با نظم خاص می توان پیدا کرد.
اثبات وجود خدا بوسیله برهان نظم فقط به درد عوام میخوره. حتی وجود خود ما هم اثباتش به این آسونی نیست. دکارت آخرش تونست به این نتیجه برسه که وجود ما نتیجه ای از اندیشه ماست. یعنی بالاخره یکی هست که به این بودن یا نبودن فکر میکنه.
پس چیزی وجود داره. حالا اگه قبول کنیم که چیزی از هیچ نمی تونه بوجود بیاد. پس باید این چیز که وجودش رو پذیرفتیم یا خودش خودش رو آفریده باشه یا اینکه قبل از اون چیزی باشه که اونو بوجود آورده باشه. که خدا یا علت العلل می نامند.
ولی این مشکل داره و این مشکل فقط با فرض اینکه این خدا همیشه بوده ( از ازل وجود داشته ) حل میشه. اما با تمام این تفاصیل و حتی با اثبات قشنگی که ابوعلی سینا از وجود خدا ارائه می دهد فقط وجود خدا را می توان اثبات کرد.
خدایی وجود داره ولی فقط می دونیم که خالق هست.
اینکه این خدا عالم هست، عادل هست، حکیم هست یا مثلا جبار یا … یا مثلا بهشت و جهنمی وجود داره کاملا خارج از محدوده بحث منطقی هست.
به اینها فقط میشه اعتقاد داشت. پس دلیلی نداره کسی که به اینها اعتقاد نداره رو مرتد بدونیم و خونش حلال باشه. چون اینها فقط اعتقاد هست و مبنای منطقی نداره.
موفق باشی
خوب بود ولی زدید تو خاکی.
تمام اون صفات هم قابل اثبات هستند، این درست نیست که شما چون نمی دونید بگید نه نمیشه و حوزه ایمان و باوره. توی دین اسلام عقیده و باوری که بدون معرفت باشه دوزار نمی ارزه.
سپاسگزارم از اینکه نظرم رو کامل خوندی و اینو بگم که موقع نظر دادن می ترسیدم مبادا حرفم رو درست درک نکنید، خوشحالم که با مطلب منطقی برخورد کردی.
می خوام یه مطلبی بگم ولی واسه اینکه پیشداوری نشه و فقط به خود مطلب توجه کنی میگم که من به خدا اعتقاد کامل دارم و رعایت اخلاقیات رو واجب می دونم.
در ضمن فارق از اینکه این دنیا چگونه خلق شده و الان دست کی هست، من عدالت نسبی این دنیا رو تجربه کردم. همون ضرب المثل معروفی که داریم اینو نشون میده : چاه کن همیشه ته چاهه.
بحث من از دیدگاه اعتقادی نیست، من مسأله رو صرفا از دیدگاه منطق بررسی کردم.
من به عنوان کسی که خودم خدا رو قبول دارم میگم که همیشه نباید فقط از دیدگاه خودمون به قضیه نگاه کنیم، بیا از دیدگاه کسی که جهان رو حاصل از یک تصادف میدونه به مسأله نگاه کنیم و فعلا کاری به درستی و نادرستی ندارم :
همون دنباله تصادفی نامتناهی رو در نظر بگیر، زیر دنباله با هر نظم خاص ( باید روی کلمه « هر » تأکید کنم ) توی اون وجود داره.
ما نمی دونیم چند سال از ابتدای آفرینش ( روز ازل نه بیگ بنگ و … ) گذشته، ممکنه زمان زیادی گذشته باشه، زمان زیادی که بوجود آمدن هر نظمی رو توجیه کنه. آیا نمی تونه سیستم به وضعیتی برسه که رفتارش جوری باشه که فکر کنیم خدای عادلی بر اون نظارت داره؟ با همون احتمال ممکنه سیستم به وضعیتی برسه که ناظر درونی ( یعنی شخصی مثل من و شما ) فکر کنه که خدای بی عدالتی بر جهان حکم فرماست.
خیلی از صفات خداوند که ذکر میشه و شما می گید که اثبات می شود رو من هم می دونم ولی بیشتر آنها با هم تناقض دارند. معروف ترین تناقض هم تناقض جبر و اختیار هست. من می دونم که اینها اثبات میشه ولی برپایه کدوم مفروضات و کدوم اصول پایه ای؟
من به کسی که بگه من به اینها ایمان دارم و اعتقادم اینه و به اعتقادش هم عمل کنه خیلی بیشتر احترام و ارزش قائلم تا کسی که به پشتوانه استدلالاتی که مشکل داره به این مطلب رسیده باشه.
دوست عزیز، من روزگاری عقیده ای شدید و تا حدی متعصبانه داشتم، ولی همنشینی اجباری با کسانی که عقایدی کاملا مخالف من داشتند به من آموخت که از دیدگاه آنها به مسأله نگاه کنم. البته آنها هم کاملا درست نمی گفتند، ولی تمام چیزهایی که می گفتند هم اشتباه نبود.
ازت تشکر می کنم و از شما می خوام اگه می تونی مطلبی راجع به جبر و اختیار در اینجا قرار بده.
این مسأله هنوز برای من مبهم هست.