تقابل: آفریده بشر و رد قانون الهی
by AbiusX
یکی از اصلیترین راههای جنگ نرم، تکثر عقاید و ادیان است. در این مطلب به یک دستاورد خاص تکثر ادیان و به طور خاص دستاوردهای آفریده بشری و تهاجم عظیم اعتقادی توسط آنها میپردازیم.
سنت و قوانین الهی، چیزیست که جهان ما را اداره میکند، به طوری که خداوند اکراه دارد از آنکه کاری را خارج از قوانینی که بر روی دنیا وضع نموده، انجام دهد. موارد بسیار معدودی خارج از این قانون اتفاق میافتند که به آنها خرق عادت یا «معجزه» گفته میشود، به همین دلیل است که ساحران فرعون که با علم سحر آشنا بودند و درصد خوبی از علوم و قوانین دنیوی را میشناختند، به محض دیدن معجزه موسی دریافتند که این کار، خارج از مدار طبیعی قوانین دنیا صورت گرفته است.
برای اینکه در ادامه بحث روشنتر تمایز معجزه و سنت الهی را درک کنیم، لازم به ذکر است که اکثر قریب به اتفاق امدادهای غیبی، مانند پیروزی نیروهای شیعه در جنگ لبنان یا در دفاع مقدس ایران، یا حتی جنگهای زمان پیامبر، در دایره سنت و قوانین الهی قرار دارند و نباید به آنها لفظ معجزه اتلاق نمود، زیرا حکمت و عدالت خداوند اقتضا میکند همانطور که خودش فرموده، به مومنین کمک رساند و آنها را پیروز گرداند. (سنت الهی)
صفات ذاتی حق تعالی، از جمله عدالت، حکمت و … جملگی قواعد خاصی را بر این عالم حاکم کردهاند که به آدمی برای درک واقعیت و مخصوصا حقیقت یاری میرساند. به عنوان مثال علوم طبیعی و حجم زیادی از آموزههای دینی، این قوانین را برای انسان تبیین میکنند تا با استفاده از آنها، خود، دنیا و خدای خویش را بهتر بشناسد و بتواند با بکارگیری عاقله خود صحیح تصمیم گرفته و عمل کند. پر واضح است که خداوند متعال حجت را در این راستا نیز بر هر انسانی کامل میگرداند، که اگر این قوانین نبودند بسا کسانی که نمیتوانستند حق و راه درست را تشخیص داده، در آن قدم گذارند.
و اما شیطان رجیم و شیطان بزرگ، در امر خطیر مسخ کردن این ویژگی آفرینش و در تقابل جلوه دادن واقعیت و حقیقت، همکاسه شدهاند و همه توان خویش را همسو ساخته، بر طبل گمراهی بشریت میکوبند. آفریدههای بشری، مانند بازیهای ویدئویی، فیلمهای سینمایی و سریالها، داستانها و کتابها همه و همه درون مایهای دارند که واقعیت را طوری جلوه میدهد تا با حقیقت قابل جمع نباشد و به عبارت دقیقتر حقیقت و واقعیت را در تقابل با یکدیگر قرار میدهد، تا جایی که مخاطب خود را از باور حقیقت باز دارد و یا شک را در دل بنهد.
به عنوان مثال مفاهیمی مانند جاودانگی، تناسخ، جدایی روح و جسم، ترکیب انسان و حیوان، نشان دادن فردی در شرایطی که به هیچ وجه نتواند راه صحیح را پیدا کند و هدایت شود و نقض عدالت الهی با این مصداق، همه و همه مواردی هستند که اگرچه در دنیای واقعی وجود ندارند، اما آنقدر از زوایای مختلف در اذهان تزریق میشوند که فاصلهای میان آنها و واقعیت وجود نداشته باشد و مخاطبشان بدون چون و چرا آنها را به عنوان مثال نقضی بر قوانین الهی تبیین شده در ادیان، بپذیرد.
ارائه موارد بسیاری که با فقه اسلامی و حتی شیعه قابل توجیه نخواهد بود، مانند دنیایی که در آن هیچکس دروغ نمیگوید (The Invention of Lying 2009) یا مردی که در زمان به عقب و جلو میپرد، بدون اراده خویش (The Time Travellers Wife 2009) انیمیشن ۹، قابلیت زندگی در بدنی دیگر (Surrogates, Gamer) و موارد مشابه بسیار دیگر، جملگی از قوانین الهی تخطی میکنند و بیننده را به فکر وا میدارند. ویژگی مشترک آنها نیز آنست که پایه عقلی یا علمی دقیقی ندارند و بر پروپاگاندا تکیه میکنند.
در این اثنا، مخاطب این دسیسه شوم دو دسته است، اول کسی که قبلا تفکر کرده و مصادیق و مفاهیم را تا حدودی کسب نموده است. این دسته از مخاطبین، در مواجهه با این دسیسه دچار شک میشوند و به دنبال پاسخ سوالات از پایه بی اساس میگردند، که نمونه آن را در سوالات فقهی که اخیرا از علما و مجتهدین پرسیده میشود به وفور میتوان یافت. دسته دوم که اصلا فکر نکردهاند و عاقله آنها در حال شکل گیریست، کاملا سردرگم میشوند و توانایی فردی کنکاش حقیقت را از دست میدهند (از دید کلی اجتماعی) ، که نمونههای بسیاری از آن در اینترنت و فضاهای مجازی دیگر در پی انواع فیلمها، داستانها و غیره مشاهده میشود.
در این راستا ضروری به نظر میرسد که مخاطب با هشیاری در نظر داشته باشد چیزی که به عنوان واقعیت به وی تزریق میکنند، نه تنها واقعیت نیست و نمیتواند باشد، بلکه هدفمند و مهندسی شده جهت گمراه کردن او تهیه و تدارک دیدهشدهاست.
در تکمیل این بحث به موضوع فانتزی پروری که در چند پست آینده به آن خواهم پرداخت، مراجعه نمایید.
تو دیگه نمیخواد واسه من اضهار نظر کنی ریاکار دورو
برو کشکتو بساب حوصلتو ندارم فقط مونده تو راجع به این چیزا حرف بزنی همین قدر که بسیجو به گند کشوندی بست نیس
این مطلب باید بیشتر جویده بشه
@من: اضهارنظر -> اظهار نظر
حالا که حوصله نداری خودت کشک بساب واسه اعصاب خوبه بهتره به جای ترور شخصیتی با استدلال جواب بدیم یک آشنای غریبه یا یک غریبه آشنا باید بیاد جواب شمارو بده
این کنود کیه؟!!!! خیلی مشکوکه اینطور نیست آقای نادری؟
به نظر من این مطلب خوبی در جای خودش بود ولی نتیجه گیریش و استدلالش به همین راحتی ها هم نیست
باید با عمق بیشتر و مستندات بیشتری این رو دنبال کردو از زوایای بیشتری اینارو استدلال کنیم
که امیدوارم در پست های بعدی تون همین طور باشه
@من:
ببخشید این وبلاگی نیست که شما بخواین توش خودتون تخلیه روانی کنین
هر چند که با این حرف زدنتون تاثیری بر اثر این پست ها نمیگذارید و کاملا ضایع هستین که پست ها و مطالب رو شما اثر میکنه
matlabe ghabele tamolie jaye khalie fantezi parvari adyan be khubi tush ehsas mishe,in mozu inghadr pichide o moheme ke ba ye post nemishe be rahati az kenaresh rad shod age say koni tu post haye ba’di bishtar ham mesal biari ham tozih bedi behtar ja miofte
@من:
کارت خیلی خنده دار و بچه گانست خودت می آی میخونی بعد میگی نمی خواد واسه من نظر بدی حوصله تو رو ندارم:))برای بار دوم:اینجا جای آدمهای بی حوصله نیست البته رو “آدمها”ش تاکید دارم.
اخه میدونی جالبیش به چیه ؟
به اینه که من اصلا این پست رو نخوندم یعنی حالشو نداشتم بخونم اگه یه ادم حسابی مینوشت میخوندم ولی حوصله ی ریاکاری های این ادمو ندارم
@بادوم زمینی
رو اسمم کلیک کن ببین من کیم حالا چرا مشکوکی؟
اصلا بادوم زمینی کیه؟
زیبا بود.
سلام کنود من عضو جدیدم خوب مشکوکی دیگه همش طرفداری می کنی
عضو جدید چی؟!!
می خواستم از تمپلیت شما کمک بگیرم میخواستم ببینم امکان داره یا نه؟
یا من رو راهنمایی کنید برای بهتر کردن وبسایتم