و تو نباید بکشی…

Written by AbiusX on . Posted in انتقادی, تحلیلی, علمی, مذهبی

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +1 (from 13 votes)
با یک مطلب کوتاه راجع به قتل نفس از دیدگاه عقل و دین سلسله مباحث را ادامه خواهیم داد. این مطلب را بسیار رک و بدون تفسیر می‌نویسم چون جای مغالطه زیاد خواهد داشت. از دید عقل، قتل در موارد بسیار زیادی لازم است، به عنوان مثال وقتی کسی قصد کشتن شما را می‌کند، و به هیچ طریقی هم دست بردار نیست، و توانایی غلبه و کنترل او را ندارید (مثلا اسلحه به دست رگبار گرفته یا با چاقویی به سمت شما حمله ور شده و شما نیز فنون رزمی نمی‌دانید) قاعدتا باید او را بکشید. یا اگر کسی در حال انجام کاریست که ضرر آن بسیار پر ارزشتر از جان وی است، مثلا در حال نصب و انفجار یک بمب اتمی در شهری پر جمعیت. بنابراین حداقل عقلی آنکه کشتن گاهی لازم و واجب است. و اما کشتن در ادیان، در مذهب یهود و نصارا بر اساس ده فرمانی که به باور امروزی این ادیان خداوند به حضرت موسی (ع) اعطی فرموده، بر اساس ششمین فرمان (و از دید پروتستان‌ها پنجمین) عبارت «Thou shalt not kill» یا «Thou shalt not murder» که نثر قدیمی «تو نباید بکشی» است آمده. بسیاری از کاتولیک‌های مقید باور دارند که تحت هیچ شرایطی نباید اقدام به قتل نفس کرد و به مانند دیگر اعتقادات خود، دلیل و الزام یا رد عقلی بر این موضوع را پذیرا نیستند. در اسلام، بر خلاف یهودیت و مسیحیت، قتل نفس اینگونه تحریم نگشته است. در قرآن ۱۷۳ بار ریشه قتل به کار رفته، که تعداد متنابهی از آن مربوط به مذمت رفتار امت‌های مختلف در قتل پیامبران و یا فرزندانشان است، ولی مواردی نیز مربوط به حکم و حرمت قتل نفس است، که مهمترین آنها عبارتند از:

از اين رو بر بنى اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كس ديگر را نه به قصاص قتل كسى يا ارتكاب فسادى بر روى زمين بكشد، چنان است كه همه مردم را كشته باشد. و هر كس كه به او حيات بخشد چون كسى است كه همه مردم را حيات بخشيده باشد. و به تحقيق پيامبران ما همراه با دلايل روشن بر آنها مبعوث شدند، باز هم بسيارى از آنها هم چنان بر روى زمين از حد خويش تجاوز مى‏كردند. (مائده، ۳۲)

بگو: «بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم: اينكه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشيد! ما شما و آنها را روزى مى‏دهيم و نزديك كارهاى زشت نرويد، چه آشكار باشد چه پنهان! و انسانى را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد! مگر بحق (و از روى استحقاق) اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده، شايد درك كنيد! (انعام، ۱۵۱)

و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق! و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او مورد حمايت است! (اسراء، ۳۳)

و كسانى كه معبود ديگرى را با خداوند نمى‏خوانند و انسانى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، جز بحق نمى‏كشند و زنا نمى‏كنند و هر كس چنين كند، مجازات سختى خواهد ديد! (فرقان، ۶۸)

و هر كس، فرد باايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است در حالى كه جاودانه در آن مى‏ماند و خداوند بر او غضب مى‏كند و او را از رحمتش دور مى‏سازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است. (نساء، ۹۳)

در تفسیر آیه اول، علامه سید محمد حسین طباطبایی می‌فرمایند که بحث کشتن تمام بشریت، تشبیه کناییست و از این منظر است که حقیقت آفرینش را زایل کردن، یک نفر و چند نفر ندارد نه اینکه حکم فقهی باشد و شدت گناه را برساند. بنابراین این آیه در نتیجه‌ای که خواهیم گرفت تاثیرگذاز نیست. آیه آخر نیز قید مومن دارد و بیشتر برای تاکید در باب قصاص آمده است.

در تمام موارد دیگر، و مواردی که موفق به یافتن آنها در قرآن نشدم، همواره قید «کسی که خداوند خونش را حرام شمرده، نکشید» به کار رفته است. یعنی به صورت پیش‌فرض، ریختن خون انسان حرمت ندارد مگر برای مواردی که خداوند حرمتی بر خون قرار داده (مانند آیه آخر). در فهرست گناهان کبیره شهید دستغیب نیز، قتل نفس به عنوان گناه کبیره چهارم بدین صورت آمده است « آدمکشی، کشتن کسی که خدایتعالی کشتن او را تحریم کرده و خونش را محترم دانسته مگر آن که جنبه قصاص و اجراء حدود الهی داشته باشد»

بنابراین از دیدگاه اسلام، ریختن خون یک انسان صرفا اتفاقی بسیار بزرگ نیست که دنیا را تکان دهد و تعادل محورها را تغییر دهد. برای اینکه اینگونه باشد، شرایط و قیود بسیاری باید بر آن انسان حاکم باشند، به عنوان مثال باید مصداق «مومن» باشد.

متاسفانه باور غلطی که از مسیحیت و یهودیت، و تا حدودی از بودائیسم و تائوییسم و از طرفی دیگر از لیبرالیزم و اومانیزم – به دلیل غایت شمردن جان انسان – وارد اذهان مردم ما شده (صرفا به جهت تهاجم فرهنگی) باعث شده که حرمت غیرواقعی و بزرگی برای کشته شدن انسان‌ها قائل باشند که نمونه‌های گمراهی افراد بسیاری را بر اثر این باور اشتباه در فتنه سال گذشته شاهد بودیم. امید است که با مطالعه این مطلب، میزان تشخیص عزیزان حداقل در این یک حوزه تنظیم گشته باشد.

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 5.6/10 (19 votes cast)
و تو نباید بکشی..., 5.6 out of 10 based on 19 ratings

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , ,

Trackback from your site.

Comments (54)

  • anonymous

    |

    یک چیز برای من واضح نیست.
    این مطلب یعنی انسان ها به 2 دسته تقسیم میشن: یا مومن اند یا نیستند. اگر مومن باشند، ریختن خونشون حرامه، وگر نه حلال.
    یعنی دسته ی دوم اگر به هر دلیلی کشته بشن، قصاص ندارند یا قاتل گناهکار نیست. درسته؟

    Reply

    • AbiusX

      |

      خیر درست نیست. بخش اول مطلب شما در متن آمده و تایید شده، ولی بخش دوم نیامده. اینکه بخش اول آمده، معنیش این نیست که حکم مکمل برای بخش دوم صادر می‌شود. احکام قتل همانست که در فقه اسلام و شیعه آمده. بحث بحث حرمت قتل بود.

      Reply

  • anonymous

    |

    سوالم دقیقا اینه که “کافر” خونش حرمت داره یا نه؟
    یا کسی که دینش به ظاهر (برای مثال) مسیحیه خونش حرمت داره آیا؟؟

    Reply

    • AbiusX

      |

      رجوع شود به رساله توضیح المسائل مجتهد مربوطه.
      اولا که بنده مجتهد نیستم که حکم دین از خودم صادر کنم،
      ثانیا اگر هم مجتهد بودم مرجع تقلید جنابعالی نبودم که بتونید به حکم من اقتدا کنید!

      Reply

  • anonymous

    |

    سوما، بد نیست وقتی جواب نظر میدید چماقتونو بذارین زمین.
    دوما اگر هم مجتهد بودین، آخرین کسی بودین که به تقلید ازش میشد فکر کرد:)
    اولا، ممنون از راهنماییتون. میرم رساله رو میخونم.

    Reply

    • AbiusX

      |

      متاسفانه شیوه نظر دادن من چماق سرخوده ولی در باطن اینطوری نیست و خیلی خوشحال و با استقبال پاسخ می‌دهم.
      دوما برای یک مجتهد مهم نیست که کسی ازش تقلید کنه یا خیر، مگر اینکه دنبال دریافت وجوه شرعی و دکان باز کردن باشه! حداقلش اینه که واجبه خودش از خودش تقلید کنه.
      اولا خوندیدن به ما هم بگید یاد بگیریم

      Reply

  • AT3F

    |

    “بنابراین از دیدگاه اسلام، ریختن خون یک انسان صرفا اتفاقی بسیار بزرگ نیست که دنیا را تکان دهد و تعادل محورها را تغییر دهد. برای اینکه اینگونه باشد، شرایط و قیود بسیاری باید بر آن انسان حاکم باشند، به عنوان مثال باید مصداق «مومن» باشد.”
    طبق تفسیر نمونه-برای سوره ی اسراءآیه ی 33:
    ” وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ”. اين آيه از كشتن نفس محترمه نهى مى‏كند، مگر در صورتى كه بحق باشد، به اين معنا كه طرف مستحق كشته شدن باشد، مثل اينكه كسى را كشته باشد يا مرتد شده باشد (و حرمت دينى را در جامعه بشكند) و امثال اينها كه در قوانين شرع مضبوط است. و شايد از اينكه نفس را توصيف كرد به” حَرَّمَ اللَّهُ” و نفرمود” حرم اللَّه فى الاسلام” اشاره به اين باشد كه حرمت قتل نفس مختص به اسلام نيست، در همه شرايع آسمانى حرام بوده و اين حكم از شرايع عمومى است
    بر طبق این تفسیر حرفی که شمادر پاراگراف12 زدید نه تنها قرانی نیست،که کاملا نقیض حرف خدا و قرآن هم هست.چرا؟چون قرآن ارزش نفس “انسان” و نه “مومن” را به اندازه ای دانسته که طبق آیه ی 32 سوره ی مائده این تشبیه را اورده که کشتن یک نفس مانند کشتن انسانیت است…آیا کشتن انسانیت دنیا را تکان نمی دهد؟..اگر نفس یک “انسان” حرمت نداشت آیا خداوند چنین تشبیهی را با چنین تاکیدی ذکر می کرد؟ شما که خودتون هم قبول دارید مرجع تقلید نیستید چطوراین قدر با اعتماد به نفس حرفتون رو با اسم دیدگاه اسلام سند می کنید؟:)

    Reply

  • AT3F

    |

    اصلاحیه:در پست قبلی سوره ی اسراءآیه ی ۳۳ از تفسیر المیزان رو اشتباها ذکر کردم تفسیر نمونه.

    Reply

    • AbiusX

      |

      مرسی از نظر دقیقتون… و از اصلاحیه مهم.
      اما نکته اینجاست که شما که زحمت کشیدید این مقدار از تفسیر المیزان رو مطالعه فرمودید، زحمت مطالعه ۳ الی ۴ صفحه بعدی مربوط به این آیه رو هم به خودتون می‌دادید که در اون صفحات جناب علامه، این فرض اول را نقض کرده‌اند و دلایل نقض غرض نبودن آیه را به تفصیل بررسی کرده‌اند.

      Reply

  • AT3F

    |

    طبق تفسیر:” مَنْ قَتَلَ نَفْساً … فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً” كنايه است از اينكه ناس و يا انسانها همگى يك حقيقتند، حقيقتى كه در همه يكى است، يعنى يك فرد از انسانها و همه انسانها در آن حقيقت مساويند، پس اگر كسى به يكى از انسانها سوء قصد كند گويى به همه سوء قصد كرده است، زيرا كه به انسانيت سوء قصد كرده كه در همه يكى است.
    من کل تفسیر راجع به این آیه رو قبلا مطالعه کرده ام و متوجه این منظور شدم که این آیه از نظر مقدار گناه بیان نشده و صرفا کنایه ای تشبیهی است برای ذکر اندازه ی قبیح بودن کشتن یک نفس.بر طبق همین تفسیر کشتن یک انسان چه مومن و چه غیر مومن بر خلاف نظر شما که به اسم اسلام ذکر کردید بسیار”تاثیر گذار” هست و بنابراین نظریه ی شما در مورد تاثیر گذاری در صورت مومن و.. بودن نقض می شه(اگر قرار بود حرف شما صحیح باشه این آیه به جای کلمه ی نفس از نفس مومن استفاده می کرد.)هر آیه با هدفی نازل شده و هر کنایه ای هم به جا و منطقی آورده شده.اگه کمی به رابطه ی بین این دو آیه فکر کنید متوجه اشتباهتون می شید:)

    Reply

  • AbiusX

    |

    متاسفانه شما با مغالطه از یک فرض،‌ نتیجه غلط می‌گیرید. اولا که این آیه در ادامه آیات قبلی آمده و شان نزول به دلیل آنست که بنی اسرائیل حرمت قتل نگه نمی‌داشتند. ثانیا دلیل این آیه، همانطور که در تفسیر قید شده ولی شما آن قسمت‌ها رو سانسور می‌کنید، نشان دادن اینست که خلق خدا و انسان، یک خلق است و نابود کردن این خلق، بر ضد خواسته خداست. این ربطی به حرمت کشتن مسلمان یا غیر مسلمان ندارد.
    ما هم نگفتیم که قتل حرمت ندارد، گفتیم حرمت آن چیزی نیست که در مکاتب غیر اسلامی تعریف شده و در موارد بسیار بسیار زیادی، حرمت قتل از حرمت دیگر چیزها کمتر است، بر خلاف دیگر ایدئولوژی‌ها که جان انسان در آنها بیشترین ارزش را دارد.

    Reply

  • AT3F

    |

    شما ذکر کردید که” در تمام موارد دیگر، و مواردی که موفق به یافتن آنها در قرآن نشدم، همواره قید «کسی که خداوند خونش را حرام شمرده، نکشید» به کار رفته است. یعنی به صورت پیش‌فرض، ریختن خون انسان حرمت ندارد مگر برای مواردی که خداوند حرمتی بر خون قرار داده (مانند آیه آخر).”اتفاقا به نظر من شما با فرض غلط نتیجه ی اشتباه می گیرید.اولا شان نزول یک آیه موجب نمی شود که این آیه در حالت کلی نادرست بوده و صدق نکند.”حَرَّمَ اللَّهُ”را هم اگر در همین تفسیر و یا تفاسیر دیگر جستجو کنید متوجه می شوید که که این نفس ذکر شده,نفس انسان است که مورد احترام خداوند واقع شده.
    در نتیجه به طور پیش فرض کشتن یک انسان حرمت “دارد”.
    به طور مثال در تفسیر اطيب البيان داریم:
    در اين آيه از كشتن نفس محترمه (انسان كه خداوند جان او را محترم شمرده ) نهي مي نمايد، مگر اينكه استحقاق كشته شدن را داشته باشد مثل اينكه كسي را كشته و يا مرتد شده باشد و حرمت قتل نفس منحصر به اسلام نيست ودر همه اديان آسماني از كشتن نفس محترمه نهي شده است.
    پاراگراف 11 و 12 همچنان غلط است.در ضمن “اتفاق بسیار بزرگ” بودن با کمتر از چیز دیگری بودن تضاد ندارد.قتل یک نفس اتفاق بسیار بزرگی است ولی هم زمان می تواند حرمت آن از حرمت برخی گناهان کمتر یاشد.

    Reply

  • AbiusX

    |

    از آنجایی که احساس می‌کنم بحث نمی‌کنید و جدل می‌کنید پاسخی نمی‌دهم.
    ممنون

    Reply

  • AT3F

    |

    به تازگی اثبات نادرستی یک حرف با دلیل و مدرک مجادله نام گذاری می شود؟و در مورد حرف شما.از آن جایی که با شخصیت شما آشنایی مختصری دارم،کامنت آخر را به عنوان بهترین توجیه به علت نداشتن پاسخ منطقی قبول می کنم و به احساس شما احترام می گذارم
    و السلام علی من اتبع الهدی.موفق باشید

    Reply

  • AbiusX

    |

    جهت اینکه ذهن خوانندگان مشوش نشود توضیح بدهم که،
    »پیشفرض« یعنی حالتی که قبل از بررسی حکم مد نظر باشد. بنابراین مطالبی که در دو کامنت قبلی گفتند و پاسخی هم ندادیم، علارغم صحت ذاتی، ربطی به بحث ما ندارند و نتیجه‌ای که از آنها گرفته شده ناصحیح است. به همین جهت نیز مغالطه نامیده شد.

    Reply

  • ناشناس (کامپیوتر شهید بهشتی (سبزی))

    |

    جمعش کن بابا خجالت بکش!!!
    این کثافت کاری هارو به اسم کامپیوتر شهید بهشتی نکن، بی آبرو!

    Reply

    • AbiusX

      |

      سلام برادر
      دقیقا چیو جمع کنم و ازش خجالت بکشم؟
      بعد هم کدوم کثافت کاری؟
      مهمتر از همه مگه اسم کامپیوتر شهید بهشتی چه حرمتی داره که بخاطرش یک کاری رو نکنم!
      عجب کامنت چالش بر انگیزی بود

      Reply

    • یک غریبه آشنا

      |

      بهتر است شما با این طرز صحبتتان خجالت بکشید از کی تاالان حرف حق و منطقی زدن بی آبرویی و کثافت کاری است؟؟؟!!!

      Reply

  • آرانی

    |

    سلام
    منظور درستی دارید نمی دانم چرا به نحوی بیان می کنید که موجب بحث و جدل بشود.
    اتفاقا کشتن یک انسان چنان از نظر خدا مهم است و آنقدر دنیا را تکان می دهد که اسلام حکم اعدام را بر آن لازم می سازد!
    غرب ادعا می کند که برای محترم شمردن جان انسانها حکم اعدام برای قتل نقس را به حبس ابد و یا حتی 10 یا 5 سال (اطلاع دقیق ندارم) کاهش داده است
    اما ما مسلمانان معتقدیم که حقیقت محترم شمردن جان انسان در احکام اسلام- مثلا اعدام برای قتل عمد- تجلی می یابد فرقی نمی کند فرد کشته شده مسلمان بوده باشد یا کافر (توجه کنیم که ما از آینده هیج کس خبر نداریم)
    در قرآن عبارت “الفتنه اشد من القتل”( 30 بقره) را هم داریم. به این معنا که گاهی در حق انسان ها کاری انجام می شود که از کشتن آن ها هم بدتر است. شاید بسیاری از موارد بحث های ما سر این باشد که آیا این مسئله “اشد من القتل” هست که اعدام برای آن لازم باشد یا نه.
    ممنون از مطلبتون
    در پناه حق باشید

    Reply

    • AbiusX

      |

      ممنون
      همه می‌دونن که من آدم یکدنده ای هستم. کنار میان یکجوری

      Reply

  • ناشناس (کامپیوتر شهید بهشتی (سبزی)

    |

    همون غربی ها جون یه نفرشون انقد براشون ارزش داره که به خاطرش 1000 تا امثال تو پیششون هیچه!اصلا اسرائیل یه جنازشو با100 تا زنده مثل تو عوض نمیکنه. چرا دروغ میبندی به غربی ها؟
    برای کشته شدن هم وطنانت بدست هموطنت صد جور خزئبل می بافی که چی حفظ نظام اوجب واجبات است و فتنه بهمان!
    بهتره به جای این چرت و پرت ها یک کلام میگفتی حفظ نظام اوجب واجبات است ! و گرنه هر آدمی اختیار داره خودشه که وقتی کسی بهش حمله میکنه از خودش دفاع کنه یا نه!
    اون دیدگاه غربیها رو هم که تهاجم فرهنگی میدونی احتمالا منظورت درباره حکم قصاص هستش که اونم داری سفسطه می کن به منظور لاپوشانی جنایات از ما بهترون!

    Reply

    • AbiusX

      |

      بحث کشته شدن هموطن هم، خوب شد اشاره کردید. من هیچگونه نظری نسبت به «هموطن» ندارم. خوب حالا هموطن من شاید اشتباه کنه صرفا چون هموطن منه که دلیل نمی‌شه مصونیت داشته باشه، شاید هم درست بگه. بحث مظلوم و ظالم رو قبول دارم نه هموطن و غیر هموطن.

      بنابراین دلیلی نمی‌بینم که کشته شدن هموطن‌هام رو توجیه کنم. بعد هم حرف من در این مطلب اینه که حفظ نظام که هیچ، خیلی چیزها مثل حتی بدعت در دین یا حتی فحاشی و حرمت شکنی، از جون انسان با ارزشتره. حتما می‌دونید که حکم فحاشی به مقدسات درجه یک اسلام، اعدام و قتله.

      بحث اختیار، با بحث تکلیف و وظیفه مکمل یکدیگرند. هرجایی که آزادی و امکان انتخاب هست، قاعدتا تکلیف و وظیفه هم هست. بنابراین هرکسی با اختیار خودش هرکاری کنه خوب نکرده.

      نه من حکم قصاص غربی‌هارو بالعرض اشتباه نمی‌دونم، اگر من هم حاکم حکومتی با چنان اصولی بودم حتما همین حکم رو برای قصاص تعیین می‌کردم.

      مرسی از نظرات روشنگرانه تو

      Reply

  • yszadrkn

    |

    با سبز ها خشن رفتار کردن وحشی تر شدن…

    Reply

  • بي نام

    |

    سلام
    چه خبره اينجا !!!دعواييه در نوع خويشتن!!
    تا جايي كه من فهميدم اكثريت موتفق القولند كه خونريزي حرامه مگر اينكه خلافش ثابت بشه يعني هركس خودش حرمت خونشو نگه ميداره يعني اگه كسي محارب شد غصه نخوريد وا اسلاما كشتنش(مائده33)اين حكم حرمت خونريزي با استثنا فقط هم مال اسلام نيست از زمان بابا آدم(خدا بيامرز) بوده البته اگه من درست فهميده باشم و آيه 32 مائده به ايات قبلي هم اشاره كنه كه مي كنه پس اين يهودي ها هم اگه چيزي ميگن كه البته فقط براي خودشون ميگن و ريختن خون غير يهودي ها (كه حيوان محسوبشون ميكنن) حلال وحتي واجب مي دونن بدعته و دارن حرف مفت ميزنن به نوعي تحريفه
    حالا يكي بگه اين همه دعوا سر چيه؟هر چي بعضي نظرها رو مي خونم نمي فهمم تفاوتشون تو چيه هر 2 يه حرفو ميزنن با يه نه اضافه من نمي دونم چرا ما ها اينقدر كلمه نه رو دوست داريم؟!
    يه كم نقاط مشتركو ببينيم بد نيست(رو نوشت به آدماي 1 دنده واونايي كه مرغشون ماكزيمم 1 پا داره)

    Reply

  • anonymous

    |

    با “بی نام” موافقم. اصل مخالفت این نیست که با یه فکر پیش فرض شروع کنی به داد و بیداد کردن و بد صحبت کردن با نویسنده که احتمالا باش خصومت شخصی داری. متاسفانه بعضی ها عادت کردن به بد خوندن. اول اسم نویسنده رو می خونن بعد با شعور در حد جلبکشون راجع به گذشته ی طرف فک می کنن بعد تازه می خونن مطلب چی بوده.
    واقعیت اینه که اون چیزی که نوشته میشه دلیلی نداره حتما عقاید نویسنده باشه.
    یه پیشنهاد آقا یا خانم ناشناس! اول فک کن بعد حرف بزن که این به رستگاری نزدیکتره:))

    Reply

  • یکی

    |

    بسم الله
    سلام
    برام عجیب بود 9دی شد ولی شما همیچی راجع به 9دی پارسال ننوشتید…

    Reply

    • AbiusX

      |

      اینقدر دیگران به مصادره این جریان پرداختند که من شرم کردم راجع بهش چیزی بنویسم :)

      Reply

  • AbiusX

    |

    خدارو شکر مطلب به اون نقطه‌ای که باید می‌رسیده رسیده. فقط برای اختتام مطلب عرض کنم که طرز نگارش این مطلب شاید مستقلا افراطی به نظر برسد،‌ ولی بالعرض در شرایط امروزی دنیا خیلی هم غیرمعقول جلوه نمی‌کند، که شکر خدا مفهوم شد.
    ممنون از همه دوستان که حق دوستی رو ادا کردید

    Reply

  • anonymous

    |

    غیر مستقیم یعنی دیگه نظر ندین. بسه:))

    Reply

  • mosalman

    |

    بنابراین از دیدگاه اسلام، ریختن خون یک انسان صرفا اتفاقی بسیار بزرگ نیست که دنیا را تکان دهد و تعادل محورها را تغییر دهد. برای اینکه اینگونه باشد، شرایط و قیود بسیاری باید بر آن انسان حاکم باشند، به عنوان مثال باید مصداق «مومن» باشد.
    خب اون هایی که تو زاهدان به خودشون بمب می بندن هم همین دیدگاه رو دارن دیگه. فقط تو مصداق مومن با شما فرق دارن.
    مگه خدا از انسان به عنوان اشرف مخلوقات نام نبرده؟ آیا کشتن اشرف مخلوقات اتفاق بزرگی نیست؟

    Reply

    • AbiusX

      |

      واقعا استدلالتون همینقدر بود؟ اونهایی که تو زاهدان به خودشون بمب می‌بندن اصلا استدلالشون این نیست. چون خودشون رو هم می‌کشند و بحث خودکشی اصلا بحث دیگریست.

      Reply

  • سلام

    |

    به نظرم یه مغلطه بزرگ این وسط هست. اعتراضات زیادی که به کشتن انسانها میشه اغلب به این خاطره که توی خیلی از این حکمها هزار و یک اما و اگر و نکته ابهام هست. خصوصا توی اعدامهای سیاسی که به ندرت میشه احکام رو خارج از قدرت سیاسی حاکم صادر کرد. من فکر میکنم حتی اگه اعدام افراد از نظر اسلام در مواردی قابل دفاع باشه ولی اقدامات فله ای جمهوری اسلامی در این موارد رو نمیشه باهاش توجیه کرد

    Reply

    • AbiusX

      |

      قرار نیست اصلا که ما بخوایم کار حکومت رو توجیه یا رد کنیم. فرض ما در این سایت اینست که هر کاری که حکومت پارسال کرده کاملا هم به حق بوده است. حرف ما سر کشتن‌های جانبی یا به قول آنوری‌ها Collatoral Damage هست.

      Reply

      • سلام

        |

        ببخشید این کشتنهای جانبی یعنی چی؟

        Reply

        • AbiusX

          |

          همان بحث
          Collatoral Damage
          ایه که تمام غربی‌ها با اون جنگها و کشتن‌هاشون رو توجیه می کنن و یک بحث عقلیه

          Reply

  • ستاره

    |

    شرح درد انتظار را باید از منتظر پرسید و بس!

    Reply

  • چاربرگ

    |

    “فرض ما در این سایت اینست که هر کاری که حکومت پارسال کرده کاملا هم به حق بوده است”
    پیش فرض داری دیگه برا چی بحث می کنی؟!
    به نظرت چقدر امتیاز داره این حرفت؟
    بحث راجع به ریختن خون یک انسان به اندازه کافی شد و تفاوت آنچنانی ندیدم بین نظرات..حالا مصداق گرفتن وقایع میتونه متفاوت باشه، و هر کس مسئول نظر خودش.
    راستی کسایی که پارسال روز عاشورا کشته شدن، به نظرت شهید هستن؟

    Reply

    • AbiusX

      |

      بحث ما راجع به توجیه کار حکومت نبود، یک بحث اعتقادی/عقلی متفرقه بود.
      نظر من هم برای شهید بودن یا نبودن کسی مهم نیست، نکته مهم در مورد شهید اینست که شهید از صدیقین است و در محضر خدا زنده بوده، قدرت دخل و تصرف در دنیای ما دارد. بنابراین اگر شهید بودند آفرین به آنها و راهشان که حتما آنرا نگه خواهند داشت.
      برای همین است که چه ما شهید شویم چه پیروز، پیروزیم

      Reply

  • Anonymous

    |

    very gooood

    Reply

  • نجات یافته

    |

    در کتاب مقدس من هم که البته در آن هیچ باید و نبایدی نیست و باید ها و نبایدها برای کسانی هستند که طی طریق می خواهند بکنند نیز آمده است:
    کشتن کسی که در حقت خیلی ظلم می کند و به هیچ وجه از ظلمش دست بردار نیست، لطفی بزرگ است در حق او، چون با این کار باعث می شوی، پیامد اعمال او از اینی که هست بیشتر نشود.

    Reply

    • AbiusX

      |

      ظاهرا کتاب مقدس شما اشتباه است، چون اگر دلیل کافی برای کشتن یک فرد این باشد، لازم نیست به شما ظلم کند کافیست تا در مسیر گمراهی و باطل باشد. همچنین لازم نیست خیلی ظلم کند همین که مطمئن شدید دارد خودش را تباه می‌کند بهتر است او را بکشید!

      Reply

  • رضا

    |

    دوست عزیز به نظر می‌رسد که شما قران را آنجور که دوست دارید می‌خوانید.
    اولا در جایی از مطلبتان آورده‌اید “همواره قید «کسی که خداوند خونش را حرام شمرده، نکشید» به کار رفته است.” در حالی که در همان آیه 32سوره مائده که اولین آیه مطلب است اشاره نشده است به “کسی که خداوند خونش را حرام شمرده است”. بنابراین استدلالتان از پایه بی‌اساس است.
    ثانیا اگر واقعا اینگونه باشد که شما می‌گویید باید ابتدا به دقت موارد حرمت خون یک شخص را از قرآن مشخص می‌کردید وگرنه هرکسی که شما در نظر او بی‌ایمان هستید می‌تواند طبق فتوای خودتان شما را به قتل برساند. شما شاید نمی‌دانید شاید هم فراموش می‌کنید که از نظر شخص خودتان مومن هستید ولی ممکن است دیگری ایمان شما را باور نداشته باشد و تنها خداست که می‌تواند مومن و غیر مومن را تمیز دهد. که این هم می‌ماند برای بعد از مرگ

    Reply

    • AbiusX

      |

      شما احتمالا متوجه مطلب و رویکرد آن نشدید. اگر با خواندن متوجه نشدید لطفا نظرات را مطالعه کنید شفاف تر هستند.

      Reply

  • رضا

    |

    منظورتان از این که متوجه مطلب نشده‌ام را نمی‌فهمم.چرا این را می‌گویید؟
    من دقیقا متوجه مطلب شده‌ام و اتفاقا کل مطلب را هم خوانده‌ام. پس لطفا اگر نیاز به توضیح بیشتری است آن را برای من مطرح بفرمایید.
    با تشکر

    Reply

    • AbiusX

      |

      از آنجایی که آدم منطقی هستید ولی نظراتان ربطی به مطلب من نداشت. می دانم مطلب را خواندید. نظرات را مطالعه کنید سپس اگر سوالی بود در خدمت هستم.

      Reply

  • نجات یافته

    |

    در کتاب مقدس من، مسیر گمراهی و باطل وجود ندارد. همه ی راهها خواهی نخواهی به خدا ختم می شوند. چون خداوند همه ی هستی را احاطه کرده است و بشر نمی تواند، به جایی که خدا نباشد برود.
    در ضمن به ما چه کسی خودش را تباه کند. مهم این است، کسی ما را تباه نکند. البته کسی که به سر حد کمال برسد، کسی نمی تواند در حق او ظلم کند. همه ی اینها از دیدگاه کتاب مقدس من بیان شده اند.

    Reply

  • sigh

    |

    کاش می شد یه لحظه “outside the box” فکر می کردید…شاید خودمون در گمراهی آشکار باشیم…

    Reply

  • زینب

    |

    خیلی جالب است که در مواقعی که نمی توانید جواب دهید خواننده رو زیر سوال می برید

    Reply

    • AbiusX

      |

      همه اینکار رو می‌کنند، ما سعی می‌کنیم نکنیم. ممنون از تذکر به جاتون

      Reply

  • هر کسی برای کشتن توجیه خودش رو داره!!!

    |

    در زمان سلطان محمود می کشتند که شیعه است

    زمان شاه سلیمان می کشتند که سنی است

    زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است،

    زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است،

    زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،

    زمان کره‌اش می‌کشتند که خراب‌کار است ،

    حالا تو اسرائیل می‌کشند که طرف‌دار فلسطینی‌ها است،

    فاشیست‌ها می‌کشند که کمونیست است‌،

    کمونیست‌ها می‌کشند که آنارشیست است،

    روس ها می‌کشند که پدر سوخته از چین حمایت می‌کند،

    چینی‌ها می‌کشند که حرام‌زاده سنگ روسیه را به سینه می‌زند،

    و می‌کشند و می‌کشند و می‌کشند…

    و چه قصاب خانه‌ی است اين دنيای بشريت .”

    Reply

  • هر کسی برای کشتن توجیه خودش رو داره!!!

    |

    این برادرمون انگار اسکنری داره که ایمان افراد رو اندازه گیری می کنه پس بشتابیـــــــد تا ایـــمان خود را محک زنید

    Reply

  • mattew

    |

    salam nazarat ra khandam ,on ghesmatii ke az ketab moghadas chizi bayan shode bud kamelan eshteba bud ,va dar ketab moghadas koshtane shakhsi ra jayez nemidanad,khoshhal misham ta bahse dini ba shoma bokonam,va be shoma sabet konam ke dine masihiat dorost ast,gheyrate shoma dar din ghabele tahsin ast vali bayad dar rahe dorost bashad ke khoda ghabul konad
    ba tashakor

    Reply

    • AbiusX

      |

      بنده هم خوشحال می‌شم با شما وارد بحث و گفتگو بشوم.

      Reply

  • salam

    |

    be nazaram ma hargez nemitunim darmoredii in ke kasii gomrahe tasmim begirim o bekhaym bokoshim chon ma na delo mibinim na hichii o khoda nistim,ensanii ke emruz gomrahe shayad farda behtarin momen bashe ,

    Reply

Leave a comment

Copyright (C) 2007 by AbiusX.com, contents of AbiusX.com are personal and are not views of any employers.