ولایت فقیه مقدماتی (۱)

Written by AbiusX on . Posted in انتقادی, تحلیلی, سیاسی, علمی, مذهبی

ولایت فقیه بحثی است در طول ولایت، که از اصول شیعه بوده و اهمیت بسزایی دارد. به دلیل چالش برانگیز بودن این مبحث و همچنین غیربرهانی بودن باور اکثر افراد در این زمینه، در سه دهه انقلاب اسلامی جنجال‌های بسیاری بر روی این موضوع واقع شده است. مباحث مقدماتی تئوری و استدلالی ولایت فقیه از دیدگاه غیر فقهی و غیر کلامی محض، چیزیست که تولید محتوای اندکی در راستای آن شده است و انشالله این مختصر تا حدودی این ضرورت را پوشش خواهد داد.

فرض بر آنکه ولایت امریست حقیقی و نیازی همیشگی برای بشر است. این نیاز در گذشته توسط پیامبران  تامین می‌شده است تا پس از خاتم پیامبران که نبوت به اتمام رسید ولی ولایت باقی ماند. ولایت از اموریست که عقلا خداوند متعال موظف است بر بندگان ارائه کند (بر اساس حکمت، عدالت و دلایل نقلی) این ولایت معمولا توسط یک انسان در نقش ولی برای مردم وجود داشته است، به طوری که لحظه‌ای بشریت بدون ولی نمانده است (لحظه وفات هر امام معصوم، دقیقا لحظه به امامت رسیدن امام معصوم بعدی بوده است)

در غیبت امام دوازدهم، امام زمان ما (عج)، ولایت بشریت بر دوش ایشان است. حال اولین نتیجه‌ای که باید بدست آورد اینست که چرا ولی دیگری غیر از امام لازم است، در حالی که امام خود حاضرند و ناظر و تاثیرگذار در زندگی و امور مردم بوده، تنها ظاهر نیستند. پاسخ این سوال را، هم به صورت تاریخی و نقلی، و هم به روش توجیهی بدست خواهیم آورد.

اول (تاریخی) آنکه در زمان غیبت صغری، حضرت امام عصر (عج)  چهار نایب داشتند و خود مستقیما اینان را به مردم معرفی نمی‌کردند، بلکه نایبی نایب بعدی را معرفی می‌کرد. این امر تا حدودی نشان می‌دهد که حتما نایبی لازم بوده (حداقل در همان زمان) که حضرت با وجود ولایت داشتن و قدرت داشتن بر هرکاری، این نواب را انتخاب کرده بودند. دوم (توجیهی) آنکه برخی از موارد، وظیفه ولیست به مانند هدایت جامعه مسلمین (و شیعیان) به هنگام فتنه‌های بزرگ و کوچکی که تمیز حق از باطل از عقل هر انسانی بر نمی‌آید. در این شرایط بر ولی خداوند است که حق را از باطل بشناساند و راهی برای هدایت متقین باقی گذارد تا حجت بر مردم تمام باشد. به استناد عقل و تجربه، معمولا اینکار بدون ظهور از طریق وسایل معمول دنیوی به سادگی میسر نیست و جای شک و شبهه باقی خواهد گذارد.

تا بدینجا نسبتا به این نتیجه رسیدیم که ظهور ولی برای جامعه شیعیان لازم است (۱) . و اما چرا ولایت فقیه؟ برای ادامه این بحث توصیه و تاکید می‌شود که مصداق کنونی و عصر حاضر ولی فقیه را از ذهن خود خارج کنید تا بدون هیچگونه تعصب بحث را به صورت انتزاعی دنبال نمایید.

نایب نسبی در زمان غیبت صغری، که توسط خود امام وضع می‌شده است، موضوعی «تشکیکی» و نیاز ولایت در غیبت است.  همچنان که امام دهم از پشت پرده با شیعیان سخن می‌گفت تا آماده غیبت شوند. این تشکیک در غیبت کبری نیز وجود نایبی را می‌طلبد. اما چرا این نایب باید فقیه باشد؟ برای تبیین این مطلب به بحث تقلید و مراجع گریزی می‌زنیم.

مرجع تقلید فردیست که می‌تواند از متون دینی، احکام و دستورات اسلام را استخراج کرده و اجتهاد کند. این فرد باید فقیه و اعلم باشد تا نزدیکترین حکم به دستور اصلی اسلام را نتیجه بگیرد. اما بر فرض که مرجع تقلیدی در تشخیص حکمی اشتباه کرد، چنانچه دو سال پیش عید فطرِ نیمی از مراجع یک روز جلوتر از نیم دیگر بود، بنابراین قطعا تعداد قابل توجهی از مردم در روزی که روزه حرام بوده‌است، روزه گرفته‌اند و تعداد دیگری در روزی که روزه واجب بوده، نگرفته‌اند! گناه این عمل حرام بندگان به عهده کیست؟ بر خودشان قطعا نیست چون انتخاب از خودشان نبوده و نمی‌توانسته باشد، بلکه تقلید کرده‌اند. از مرجع تقلید نیز نیست، چون وی فردی اعلم (به تشخیص خود و مردم) بوده و بر کار خود تسلط کافی داشته و با مطالعه و روش‌های موجود و کافی، حکم را استخراج کرده‌است. در واقع در چنین مواردی اصلا گناهی نیست، بلکه درست‌ترین راه و صحیح‌ترین کار نیز همان بوده که انجام شده است. انسان مکلف است به بهترین وضعی که می‌تواند باشد، نه به بهترین وضعی که می‌شود.

از آنجایی که تصمیم گیری درست در دین اسلام و تشیع، منوط به استفاده از تعلیمات اسلام است، مخصوصا در سطوح کلان و ملت مسلمانان، ولی مسلمین نیز مانند مرجع تقلید باید مجتهد، فقیه و اعلم باشد. اعلمیت ولی فقیه از اعلمیت مراجع بالاتر است، زیرا باید مدیر و مدبر و دارای دید سیاسی و موارد دیگر نیز باشد، چون حکم او حکمی واجب برای تمامی شیعیان است. همانطور که در انتخاب مرجع تقلید نیز تشخیص فردی راه اصلی نیست، ولی فقیه قطعا باید توسط افرادی بسیار نخبه و خبره انتخاب شود نه توسط خود فرد و مردم.

تا بدینجا، نتیجه بر آن شد که ولی باید ظاهر باشد(۱)، فقیه باشد(۲) و توسط نخبگان نیز انتخاب شود(۳)، چنانچه در شیعه این بحث از شروع غیبت کبری تاکنون وجود داشته و در زمان‌های قبل از انقلاب اسلامی نیز به نوعی وجود داشته‌است، مانند میرزای بزرگ شیرازی یا سید محمد حسین طباطبایی بروجردی. این مراجع بزرگ شیعه طوری بوده‌اند که حکم آنها عمومیت داشته و همه از آنان اطاعت بی‌چون و چرا می‌کردند، چنانکه مورد تحریم تنباکو یکی از مثال‌های معروف آنست.

بنابراین ولی فقیه باید وجود داشته باشد و ظاهر نیز باشد و همچنین توسط خبرگان انتخاب شود و حکم ولایت او توسط همگان پذیرفته شود (به اقتضای عقل) و گردن نهاده شود، ولی از مهمترین شرایط ولی فقیه عدالت است، یعنی گناه کبیره نکند و بر صغیره اصرار نداشته باشد (البته این شرط برای امام جماعت نیز وجود دارد که قطعا شدت آن برای ولی فقیه بسیار بیشتر است) بنابراین به گفته امام خمینی (ره) و بسیاری از اولیای دیگر، اگر ولی فقیه یک گناه بکند، مثلا یک دروغ بگوید، ولایت از او ساقط است. اما آیا تشخیص گناه کار ساده‌ایست؟ با شرایطی که در اسلام وجود دارد (مانند توریه، تقیه و …) تقریبا تشخیص اینکه فردی مرتکب یک گناه است غیرممکن است و مجددا شورایی از خبرگان را می‌طلبد که این امر را نسبی بررسی کنند و مسلما عقل فردی کفایت نمی‌کند (بلکه از دیدگاه اسلامی بررسی گناه یا ثواب بودن اعمال دیگران توسط یک فرد کاریست اشتباه و باید از آن پرهیز شود) بر این اساس است که خبرگان هرچند وقت یکبار صلاحیت ولی فقیه را بررسی مجدد می‌کنند و بر همین اساس است که اگر خبرگان ولی را از ولایت سلب بدانند، و در همان آن ولی نیز خبرگان را خلع کند، حکم خبرگان اولویت دارد. (۴)

قبل از اتمام بحث باید ذکر شود که اطاعت از ولی فقیه، بر اطاعت از مرجع تقلید اولاست و واجب نیز هست و تعصبات فردی نباید به هیچ وجه مانع چنین چیزی شود، چنانچه در زمان تمام ائمه اطهار (ع) افرادی بوده‌اند که ولایت ایشان را نمی‌پذیرفتند و به مخالفت با اینان بر می‌خواستند، چنانچه به مانند امروز (و کم و بیش) تقریبا راه روشنی برای تشخیص وجود داشته است، اما بی‌تقوایی تشخیص را برای انسان دشوار می‌کند. علاوه بر این، همانگونه که ذکر شد، در بسیاری از موارد از جمله فتنه‌ها، بدون اتکا به ولایت، انسان نخواهد توانست راه صحیح را انتخاب کند زیرا معمولا مراجع در اینگونه موارد جبهه‌گیری نمی‌کنند و فرد به تنهایی و به اتکای عقل نمی‌تواند نظر حق و اسلام را در این راستا بداند.

تمام استدلال‌های مطرح شده در این مطلب نسبی بودند و هیچکدام قطعی نبودند، زیرا کلیت این استدلال‌ها و براهین معلولی و استقرایی بود (از جزء به کل می‌رسید). در قسمت بعدی این مطلب (ولایت فقیه مقدماتی ۲) نظریه‌های معروف ولایت فقیه و برهان استنتاجی و علّی آنرا نیز گفتگو و بحث خواهیم کرد.

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Trackback from your site.

Comments (33)

  • یک غریبه آشنا

    |

    قسمت دوم یعنی روش توجیهی در پاسخ به اینکه چرا ولی دیگری غیر از امام لازمه رو اگه میشه بیشتر توضیح بده ممنون

    Reply

  • محسن

    |

    اگه یه نفر ولی فقیه منتخب بقیه رو قبول نداشته باشه چی؟ باز هم باید از اون اطاعت محض کنه؟

    یه نکته ی دیگه اینکه در زمان حضرت یوسف (ع) با اینکه ایشون پیامبر زمان خودشون بوده، با اینکه از خردمند ترین و متقی ترین انسان های زمان خودش بوده، طوری که بر پدرشون حضرت یعقوب (ع) هم اولا بوده، ولی بازهم فرمانروای مصر در اون زمان کسی دیگه بوده! این رو چطوری توجیه می کنید؟

    Reply

  • AbiusX

    |

    @محسن: ولی فقیه منتخب بقیه نیست، یک نفره، انتخابش هم با خبرگان هست. مثل مرجع تقلید که انتخابش با دو نفر فرد اصلح قابل اطمینان برای فرده. چون تصمیم گیری‌هاش فردی نیست بنابراین مثل مرجع نمی‌تونه چند‌تا باشه. یک نفر تنها می‌تونه ولی فقیه رو قبول نداشته باشه با دلایل عقلی و بسیار بسیار محکم، که بعیده کسی که خبرگان نباشه اینقدر محکم دلیل داشته باشه.
    و اما بحث حکومت، ربطی به ولایت نداره همانطور که اکثر ائمه از جمله حضرت علی (ع) اعلم بودند و ولی بودند ولی حاکم فرد دیگری بود. توجیهی لازم نداره، بحث مشروعیت هست نه مقبولیت. حتی اگر یک نفر هم مسلمان نباشه، ولی ولیه و سر جاش.

    Reply

    • محسن

      |

      @AbiusX:
      خب، یعنی زمان امام علی (ع) که نخبگان اون موقع در ثقیفه ابوبکر رو انتخاب کردند، همه باید به همین نحو به عنوان ولی فقیه زمان قبولش می کردند؟

      اگه وجود ولی فقیه رو رحمتی از طرف خدا برای بندگان بدونیم، چرا در زمان حضرت یوسف (ع) که حتی حاکم اون زمان راجع به ایشون می گه که “من می خواهم او را خاص خود کنم” و ایشون پیشنهاد می کنه که “مرا بر خزانه‏هاى اين سرزمين بگمار كه من نگهبانى دانا هستم”، ایشون به عنوان حاکم نمیشه؟ مگه مردم اون زمان ایشون رو نمی خواستند؟ پس چرا وقتی همه چیز ظاهرا خوب بوده و هیچ مشکلی سر راه نبوده، این اتفاق نمی افته؟

      بعد یه سوال دیگه که پیش میاد، اینه که چرا ولی امر مسلمین جهان (!!) باید ایرانی باشه؟! موقع انتخاب ولی فقیه، کدوم یکی از اون نخبه ها راجع به غیر ایرانی ها فکر کردند؟ چرا نخبه های شیعه ی ایرانی باید برای کل شیعیان جهان تصمیم بگیرند؟

      به نظر شما در تعریف ولی فقیه، مخصوصا ولی فقیه در عرف جامعه ی ما، زیاده از حد اغراق نشده؟

      Reply

    • محسن

      |

      یه مسئله دیگه هم بود که یادم رفت بگم. اینکه گفتید ولی فقیه یک نفره !

      می دونستید قبل از فوت امام (ره) و تغییر قانون اساسی، در قانون اساسی، ولی فقیه یا یک نفر بوده یا شورایی مرکب از 3 یا 5 نفر از فقها ؟!

      در زمان امام شورای رهبری چیز عجیب غریبی نبوده. کاملا هم ارز حالت کنونی در قانون اساسی بوده. اما با گذشت زمان این قدر این دو حالت رو از هم جدا کردند و وانمود کردند فقط یکی از این دو حالت درسته، طوری که اعتقاد به اون یکی تقریبا مترادف با شرک به خدا و کفر و نامسلمونی و … شده.

      Reply

      • AbiusX

        |

        بحث شورای ولایت فقیه رو بنده راجع بهش چندین ساعتی مطالعه و تحقیق کردم، قطعا راجع بهش در پست بعدی می‌نویسم و یکی از سورپرایزهای اون پست خواهد بود!

        Reply

  • AbiusX

    |

    نکات بسزایی فرمودید،
    امام علی (ع) ولی فقیه نبود، بلکه امام و ولی بود. ولایت ایشون رو پیامبر به مردم معرفی کردن بنابراین مثال خوبی نیست. شما موردی که در وبلاگ من راجع به شیعه جعفری و اسماعیلی هست در این رابطه بخونید که همین بحثه.
    در زمان حضرت یوسف باز بحث فرق می‌کرد، ولی لزوما نباید حاکم باشه باید ولی جامعه باشه، در شرایط اون زمان همواره همینطور بوده. البته ایده‌آلش اینه که باشه ولی تا مردم این رو بفهمند طول کشیده.
    اما راجع به اینکه ولی فقیه باید ایرانی باشه، نه اصلا اینطوری نیست. لزومی بر ایرانی بودن نداره. اینکه چرا امام خمینی و آقای خامنه‌ای ولی فقیه شدند، بحثی جداست که در ادامه این موضوع حتما خواهم گفت، ولی از نظر احتمال هم طبیعیه که جامعه‌ای که ۷۰ میلیون شیعه و درصد زیادی عالم دینی داره از جوامعی که جمعا ۲۰ میلیون شیعه ندارند شانس بیشتری داشته باشه. شما به کشورهای شیعی (مثل عراق و لبنان) سفر کنید و ببینید اونها چقدر رهبران مذهبی خودشون (مثل آقای سیستانی و سید حسن نصرالله) رو قبول دارند، بعد ببینید چقدر آقای خامنه‌ای رو قبول دارند!
    و اما بحث دیگه که خیلی مهمه اینه که، چرا ولی فقیه ایران ولی فقیه جهانه؟ پاسخ این پرسش کمی طولانیه، آقای مصباح جواب زیبایی در این زمینه دارند که فکر کنم حدود ۳ صفحه است، بی زحمت در نت بگردید پیدا کردید لینکش رو اینجا هم بذارید در تکمیل بحث.
    تعریف ولی فقیه و خواص اون مختص جامعه ما و عصر حاضر نیست، اما بحث ولایت مطلقه فقیه باز نکته مهمیه که توی پست بعدی راجع بهش می‌نویسم.

    باز هم ممنون از اینکه وقت گذاشتید و نکاتی رو متذکر شدید.

    Reply

    • محسن

      |

      منظورت اینه؟
      http://rss.nahad.ir/QAForm.aspx?ID=7687

      مشکلی که من با این بحث ها دارم اینه که با یه سری دلیل نچندان محکم، نتیجه ای گرفته میشه که تاثیر خیلی زیادی می تونه داشته باشه.

      نقل قول از همون لینک:

      از طرف ديگر در عصر حاضر كانون اصلي تشيع ايران است و علماي برجسته شيعه كه داراي همه شرايط باشند عمدتا” در ايران هستند, بنابراين عملا” ولي فقيه از همين سرزمين برمي خيزد. از طرف ديگر چون مجلس خبرگان بايد شناخت كافي و عميق نسبت به ولي فقيه داشته باشد تا در مرحله گزينش و همچنين اعمال كنترل در دوران تصدي ولايت ارتباط دائم و پيوسته داشته باشد, لاجرم بايد از داخل كشور انتخاب شوند, بنابراين داخلي بودن مجلس خبرگان ضرورت ناشي از وضعيت اجتماعي است و نه امري است كه مستقيما” دستور شرعي داشته باشد و يا منع شرعي.

      حالا فرض کنید که با توجه به همچین استدلالی، از یک غیر ایرانی انتظار داریم که تابع ولی فقیه ایران (!!) باشه و همین طوری ادامه میدیم و میگیم که در صورتی که تبعیت نکنه، اون با خدا دشمنه و …….

      وقتی که به ولی فقیه قدرت زیادی داده میشه، باید از درستی و کامل بودن نحوه ی انتخاب یا شناختش (با توجه به صحبت های آقای مصباح !!!) اطمینان حاصل کنیم. و از نظر من اگه همچین اعتمادی (در حد 99%) وجود نداره، نباید قدرت زیادی هم به همچین نقشی (یعنی ولی فقیه) داده بشه. از لحاظ عقلی توجیه پذیر نیست.

      مثلا تو یه مسابقه ی فوتبال، یکی از دوستامون رو به عنوان داور انتخاب می کنیم و اگه جایی اشتباه کرد همه باز هم به حرفش گوش می دیم. اما شما هیچ وقت قضاوت راجع به مرگ و زندگی یک نفر رو به همچین کسی نمی دید.

      اما در صورتی که می بایست بین چند راه، مثلا مرگ و زندگی یک نفر، یک تصمیمی گرفته بشه و هیچ راه دیگه ای خارج از اون دو حالت وجود نداشته باشه، کاملا منطقیه که به بهترین آدمی که میشناسیم رجوع کنیم و مطمئنا اگرم اشتباهی رخ بده، مسئولیتش دیگه با ما نخواهد بود. چونکه بهترین کاری رو که می تونستیم انجام دادیم.

      اما اینکه بخواید اصلی ترین چیز ها رو هم به یک نفر بسپریم، تنها در صورتی معنی میده که به اون شخص اطمینان کاملی داشته باشیم. مثلا اینکه اون شخص معصوم باشه یا پیامبر باشه. اما اینکه همون قدر قدرت رو به یه نقشی که احتمال وجود خطا برای پیدا کردن مصداقش وجود داره، به نظرم اشتباهه.

      Reply

  • AbiusX

    |

    با این اوصاف، شما نیاز ولایت رو چگونه تامین می‌کنید؟
    با همین اوصاف،‌ در مورد بحث تقلید نظرتون چیه؟
    شما می‌گی که نمی‌شه عقلا تکیه کرد، ولی راه جایگزینی هم نمی‌گی. بله قطعا همه ترجیح می‌دیم که از خود امام معصوم پیروی کنیم تا یک فرد غیر معصوم، بحث اینه که وقتی نمی‌شه؟
    اسلام همون دینیه که می‌گه وقتی داری از گرسنگی می‌میری، هرچیزی می‌تونی بخوری دیگه حلال و حرام نداره.

    البته اینکه این دلایل استنتاجی نبودن رو قبول دارم، منتظر پست بعدی با همین موضوع باش احتمالا دلایل اونجا بهترن (علّی هستند)
    مرسی

    Reply

    • محسن

      |

      منم همین رو گفتم. وقتی که انتخاب فقط بین چند چیزه، عقل هم حکم می کنه که همین کارو بکنیم. چونکه چاره ی دیگه ای نداریم و باید یکی از چند راه موجود رو انتخاب کنیم.

      ولی چرا وقتی که نمی تونیم بهترین آدم رو تشخیص بدیم، یا اصلا ممکنه همچین آدمی با اینقدر درجه ی اطمینان وجود نداشته باشه، چرا باید همچین نقشی رو با این قدرت به وجود بیاریم تا بعدا سعی کنیم هرطوری شده توجیهش کنیم؟ فکر می کنید حکومت های شاهنشاهی چطوری به وجود اومدند؟

      اونا هم با همین استدلال ها طراحی میشدند:
      هرچه بیشتر متحد باشیم، حکومت قوی تری خواهیم داشت؛ هرچه حکومت قوی تری داشته باشیم، مردم آسایش و راحتی بیشتری خواهند داشت و دشمن دیگه نمی تونه بهمون آسیبی برسونه؛ پس ما شاه رو می گذاریم به عنوان عامل اتحاد و یکپارچگی کشور و …
      حکومت های شاهنشاهی و حتی حکومت کنونی چین و امثال اونا (چه در قرن های گذشته، چه الان) فکر کنم روی همین اصول و عقاید پایه گذاری شدند.

      حرف من اینه که تا وقتی که این دو مسئله به طور دقیق با درجه ی اطمینان بالا حل نشده، نباید قدرت خیلی زیادی به این نقش بدیم. اون دو مسئله عبارتند از :
      1) وجود یک مصداق برای این نقش در هر زمان. دقت کنید که در هر زمان بهترین آدم وجود داره، ولی لزوما اون آدم نمی تونه در حد و اندازه های اون نقش (البته با تعریف شما از ولی فقیه) باشه.

      2) نحوه ی انتخاب یا پیدا کردن مصداق اون. این راه هم باید خیلی دقیق باشه. کما اینکه هیچ آدم عاقلی نمیاد بگه که رئیس جمهور منتخب مردم بهترین آدم از لحاظ مدیریت و … در کشور هستش. هیچ جای دنیا هیچ کسی همچین فکری نمی کنه. برای اینکه هیچ کسی این راه شناخت رو (انتخابات مستقیم توسط مردم از بین چند نفر!) قبول نداره.

      Reply

  • AbiusX

    |

    در مورد حکومت های پادشاهی لازمه بدونید تنها فرق اونها با حکومت های الهی (مثل حکومت پیامبر) در اینه که اونها مشروعیت رو از نظر مردم می دونند، یعنی عقیده دارند هر کسی حق حکومت به خودش رو داره و این حق رو همه به یک نفر وکالت می دن می شه پادشاه ولی در حکومت الهی هیچکس حق حکمیت بر خودش نداره فقط خدا داره. بنابراین نتیجه هردو یکیه ولی دلایل فرق داره.
    1. همانطور که بحث شد، مراجع تقلید رو هم به همین صورت حل کرده ایم. نیازی وجود داشته و بهترین راه حل ممکن، بدون افراط و تفریط برای اون انتخاب شده. اینکه این آدم وجود داره رو اگر قبول داشته باشید& یعنی فردی برای ولایت فقیه باشه و شما فقط با مصداق اون مشکل داشته باشید حتما در پست بعدی مشکل حل خواهد شد.
    2. اما اینکه هیچ آدم عاقلی نمی اید اینکار رو بکنه، بهتره کمی مطالعه کنید تا بدونید حتی انتخابات ریاست جمهوری کشورهای مدعی مانند آمریکا و فرانسه نیز دو مرحله ایست، یعنی مردم گروه رو انتخاب می کنند و اون گروه رهبرشون رو. این رویکرد بسیار منطقی و صحیح نیز هست. راه انتخاب ولایت فقیه در کشور ما، بسیار دقیق و درست هست، چون بر اساس فقه و آموره های اسلام بوده نه نظرات و عقل شخصی.

    Reply

  • محسن

    |

    قدرت رئیس جمهور آمریکا بیشتره یا ولی فقیه تو ایران؟ البته با توجه به تعریفی که از ولی فقیه می کنید، وگرنه با تعاریف دیگه احتمالا مشکلی با هم نخواهیم داشت. من با چیزی مثل “ولی امر مسلمین” مشکل دارم. اگه رئیس جمهور آمریکا بگه که “مردم از این به بعد باید فلان کار رو بکنید” یا اینکه “به خاطر منافع ملی، از امروز تمام پیامک ها و تلفن هاتون رو شنود می کنیم”، همون روز عزلش می کنند. برای همین هم مثالتون اصلا خوب نیست.

    درسته، از اونجایی که بالاخره یک نفر باید در راس حکومت باشه، بهترین راه اینه که از بین چند کاندیدا یک نفرو انتخاب کنند. اما به اون یک نفر چقدر قدرت داده میشه؟

    Reply

  • AbiusX

    |

    توی حرفهای بنده اثری از حکومت نبود!
    مثال رییس جمهور آمریکا رو هم برای قدرتش نزدم برای رد این حرف شما بود که هیچ عقل سالمی انتخابات مهم رو دو مرحله‌ای نمی‌کند.

    Reply

    • محسن

      |

      من نگفتم که انتخابات دو مرحله ای مشکل داره.
      گفتم که قدرتی که به اون نقش داده میشه، باید متناسب باشه با خود کسی که قراره تو اون نقش قرار بگیره. وقتی که نحوه ی انتخاب یا پیدا کردن مصداق، 100% مطمئن نیست، چرا باید همچین قدرتی رو به اون نقش بدیم؟

      Reply

  • AbiusX

    |

    خوب شما به من توضیح دهید چطور با اینکه مرجع تقلید رو خیلی آسونتر انتخاب می‌کنیم ولی به حرف اون گوش می‌دیم؟ اون هم ۱۰۰٪ مطمئن نیست! ضمنا ولایت فقیه اصلا بحث قدرت نیست، بحث وظیفس. شما چرا از دیدگاه ولی فقیه نگاه می‌کنید، از دیدگاه خودتون به اون نگاه کنید.
    بر فرض شما اصلا ولایت فقیه ر و قبول نداشته باشید، چه اشکالی داره؟ شما اصلا می‌تونید دین مطلوب خودتون رو هم داشته باشید. اصلا بحث قدرت دادن نیست! چیزیه که وجود داره و ما دنبالشیم.

    Reply

  • rat

    |

    !! in ke maloome ke marjae taghlido har moghe ke bekhai mitoni avvaz koni ( age fekr koni shkhse Dgyi behtare ) :-o va hatta to moredaye khasi az kese digeyi peiravi koni
    hame chiz dar teorish doroste , on ejrashe ke moshkel dare !
    garche aslan nemikham bahsi konam
    …………….

    Reply

  • AbiusX

    |

    چقدر عجیبه که شما چنین حرفی می‌زنید! حتی برای انتخاب مرجع تقلید هم نمی تونی از کسی که فکر می‌کنی بهتره تقلید کنی، بلکه باید از روش‌های ذکر شده تحقیق کنی و انتخاب کنی. سلیقه فردی نمی‌تونه تاثیری توی انتخاب داشته باشه.
    مرجع تقلید رو به این سادگی‌ها نمی‌شه عوض کرد. جایی هم که می‌شه از حکم دیگران استفاده کرد، فقط جاییست که یک مرجع نظر داده و مرجع دیگر فتوی، که فتوی در صورت اعلم بودن مرجع دوم، اولویت بیشتری داره.

    Reply

    • محسن

      |

      هیچ بایدی برای نحوه ی انتخاب مرجع تقلید وجود نداره !
      بحث تقلید کاملا عقلانیه و ممکنه نظر یه نفر چیز دیگه ای باشه.

      و اما راجع به اینکه گفتی ما درمورد مرجع تقلید 100% مطمئن نیستیم؛ این درسته. ولی درحال حاضر بجز رساله ای که میدن و احیانا نحوه ی خرج کردن خمس و اینا، چه کار دیگه ای با مراجع داریم و داشتیم؟ رساله هم در حکم یه قانون می مونه.
      اگه قرار باشه قانون اساسی اجرا بشه، کسی هیچ مشکلی نداره. مشکل از اونجایی پیش میاد که ولی فقیه رو بالاتر از قانون نوشته شده بدونیم.

      باز هم میگم، همه چیز به تعریف ولی فقیه بستگی داره. به نظر میرسه که منظور شما ها “ولی امر مسلمین جهان” باشه. من با اینجای قضیه یه مقدار مشکل دارم.

      Reply

  • کاظم عابدی

    |

    اون دنیا وقتی ازمون پرسیدن چقدر خودتون رو فدای اسلام کردید چی باید بگیم….؟!
    حرفتون، کلامتون، وقتتون، اندیشه تون، قلمتون، انرژی تون،سرمایه تون، جونتون، خونتون…

    Reply

  • کاظم عابدی

    |

    کاش تو گذر تاریخ ، جزیی بیهوده و تن پرور و دنیاپرست نباشیم…

    Reply

  • AbiusX

    |

    چرا اتفاقا در نحوه انتخاب مرجع تقلید باید وجود داره. عقل سلیقه‌ای نیست. عقل حکم می‌کنه که خدا هست، اسلام درسته، قرآن صحیحه و پیامبر و ائمه به حق هستند. آنها هم اعلام می کنند که اینچنین تقلید کنید و اینچنین اجتهاد کنید.
    ما هم گوش می‌دیم. عقل برای ما فقط قضایا و اصول رو مشخص می‌کنه، نه تک تک کارهایی که باید انجام بدیم (رجوع به مطلب »مباحث تکمیلی در بحث تقلید«)

    در مورد مرجع تقلید، شاید حتی از ولی فقیه هم حکمش مهمتر باشه چون هدف زندگی یعنی سعادت و شقاوت انسان رو تایین می کنه پس اصلا چیز جزئی نیست.

    اینکه می‌فرمایید ولی فقیه بالاتر از قانونه، نه اینطور نیست. قانون می‌گه که ولایت فقیه حق داره هرکاری بکنه! پس کاملا قانونیه همونطور که قانون آمریکا اجازه می‌ده رییس جمهور جرایم هرکسی رو پاک کنه.

    تعریف ولی فقیه همون چیزیست که اینجا مطرح شد و تاکید شد که مصداق رو از ذهن خارج کنید تا بتونید بهتر به قضیه نگاه کنید.

    Reply

  • rat

    |

    man nagoftam ke har lahze mishe ke yek nafaro entekhab kard
    goftam shoma har moghe bekhai ( ba tavajoh be sharayet va 100 albate tahghigh) mitonid in karo bokonid !!!!!
    va hich ejbariyam roye entekhabesh nis
    yani messe velayat faghih nis !
    ghesmate dovomam ke maloome Dge

    dar morede harfe mohesenam,bahash movafegham
    in o hame midoonan ke vaghti bedoone dalil be ye chizi ziyad tavajoh koni azash zade khahi shod
    tablighate ziyad va Bsh az vagheaiyat ba’s asare manfi mishe
    mohem nis ke un chiz khub bashe ya bad vaghti bozorg neshun bedi khub o bad yeki mishe

    bazam migam hame chi dar ghanoon khube, in khata dar ejra va bad tar az un napaziroftaneshe ke ba’s mishe ke kesi be khubi ha va chiz haye khubam etemad nakone

    Reply

  • بادوم زمینی

    |

    سلام من هنوز با این کلمه مشکل دارم
    (علم لدنی
    )؟؟؟؟ مشکل منو حل کنید چرا این کلمه رو استفاده کردی ؟؟؟

    Reply

    • AbiusX

      |

      علم لدنی به سادگی علمیست که در اثر تلاش علمی، تحقیق و مطالعه بدست نمی‌آید بلکه در راستای توفیق و تقوا و لطف الهی بدست می‌اید. به عنوان مثال اولیایی وجود داشته‌اند که شب خوابیده و صبح دانشمند بیدار شده‌اند.
      چرا از اون استفاده کردم؟ به خاطر اینکه من اصلا نه مطالعات سیاسی دارم نه اجتماعی نه فلسفی نه غیره، تنها تخصص مطالعاتی من کامپیوتره. ولی خیلی اوقات خیلی مطالب به ذهنم می‌رسه که جزئیات بیشترش رو گفتن درست نیست.
      حالا چون اصرار دارید اون متن بالا رو عوض می‌کنم.

      Reply

  • AbiusX

    |

    @rat
    حرفهات رو قبول ندارم چون دلیلی براشون نیاوردی و فقط به عنوان نظرت قبولشون می‌کنم. خوب و بد یکی نمی‌شه، تبلیغ اثر منفی نمی‌ذاره و … اینها نظرات احتمالا اشتباه شماست.
    و اما در مورد مرجعیت و ولایت فقیه. در هر دو مورد انتخاب شخصیه و اختیاری، مثل دین. هر دو مورد مسائل حساسی هستند و به هم شبیه. انتخاب کردن یا نکردن هردو هم در سعادت و شقاوت فرد تاثیر بسزایی دارند.
    در راستای قانون هم هردو هستند، یعنی قانون به ولی فقیه اختیاراتی داده و ایشون هم استفاده می‌کنه. هرکسی هم هرموقع تونست با دلایل محکم عقلی به این برسه که ولی فقیه درست نیست، می‌تونه قبول نداشته باشه مشکل شرعی نداره، بین خودش و خدا خوب می‌دونه دلایلش کافی بوده یا نه. اما از منظر قانونی در جمهوری اسلامی، سمت دولتی گرفتن شرطش پذیرفتن قانونه که اونهم پذیرفتن ولی فقیه قانونی با تمام اختیاراتش رو در بر می‌گیره.
    باز هم تاکید می‌کنم در راستای فردی، هر کسی آزاده که ولی فقیه رو قبول داشته باشه یا نه اما در قانون خیر.

    Reply

  • کاظم عابدی

    |

    (( اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منكم ))

    ترجمه : اطاعت كنيد ازخدا ورسولش واولياء امورايشان .

    (سوره نساء آيه59)

    بحث ولايت فقيه يكي ازمباحث وموضوعات وسيع وغني وسياسيه كه بنيانگزار اين بحث بصورت اصطلاح رايج امروزي كه به بياني واضح تر حكومت اسلاميست حضرت امام خميني (ره) مي باشد كه درشكل گيري نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران نيز بحدي مورد توجه قرارگرفته كه معماركبير انقلاب اسلامي حضرت امام (ره) مي فرمايد :
    (( ولايت فقيه مترقي ترين اصول قانون اساسي است .))
    درنظام ولايت فقيه تصميم سازنده امور مردم هستند يعني تصميم سازي برعهده مردم است وتصميم گيري نهايي برعهده ولي فقيه ونظام مقدس جمهوري اسلامي ايران عينيتي است ازمرحله عملي نظام ولايت عظماي فقيه كه بررسي اين نظام كه بنيانگزارآن امام خميني (ره) است برمردمي بودن ولايت فقيه وحكومت اسلامي تاكيد مي كند بدين نحو كه مردم با شركت درهمه پرسي قوانين اساسي نظامشان را تعيين مي كنند ، با شركت درانتخابات مجلس و رياست جمهوري خط مشي اجرايي ودولت وبا شركت درانتخابات مجلس خبرگان رهبري از طريق نمايندگان منتخب خود دراين مجلس مقام عظماي ولايت فقيه ورهبري معظم انقلاب اسلامي را تعيين مي كنند وبعبارتي صريح نظام ولايت فقيه تنها نظاميست كه به تمام معنا مردمي اداره مي شود و هيچ حكومت دموكراسي درمردمي بودن ونظام مندي نمي تواند با نظام ولايت فقيه وحكومت اسلامي رقابت كند .

    Reply

    • محسن

      |

      واقعا به این حرف اعتقاد دارید؟ می تونید چند مثال بیارید که تو اون دموکراسی های دیگه در برابر نظام مقدس (!!) جمهوری اسلامی شکست خورده باشه ؟!
      واقعا به این اعتقاد دارید که جمهوری اسلامی تنها نظامیست که به تمام معنا مردمی اداره میشه؟!؟!؟!!؟

      خوشحال میشم نظرتون رو بشنوم.

      Reply

  • AbiusX

    |

    کسی ادعای دموکراسی بودن جمهوری اسلامی رو نداره و قرار هم نیست اینطوری باشه! حکومت از آن مردم نیست که بخواد مردمی باشه. اصل اسلامه.
    مثال؟ جنگ تحمیلی. مثال؟ آمریکا

    Reply

  • بادوم زمینی

    |

    @abiusx
    سلام ممنون اگه بردارید بهتره

    Reply

  • سیگما

    |

    سلام
    @محسن
    می بخشید وسط بحثتون مزاحم میشم
    خوبه که منطقی بحث می کنید
    به نظر میاد که بیشتر مشکل و بحثتون سر حدود قدرت ولایت فقیهه
    به نظرم راهگشا تر اینه که به مصادیق استفاده از این قدرت که فکر می کنم از اون به احکام حکومتی تعبیر میشه نگاه بکنیم اگر اشتباه می کنم تصحیح بفرمایید: مثلا یکی از مواقعی که رهبر دخالت مستقیم کردند در مجلس ششم هنگامی بود که نمایندگان اون به دنبال تصویب قانون مطبوعات بودند اما با نامه رهبری به مجلس، مجلس مکلف شد که اون رو از دستور کار خارج کنه…
    اگر شما واقعا مایلید می تونید مقایسه ای بین اختیارات رهبری و رئیس جمهور آمریکا انجام بدید به نظر من هم قدرت ولی فقیه در ایران بیشتره اما این قدرت رو از قانون نگرفته به طور مستقیم از مردم میگیره در کدوم کشوری این درصد از مردم بنابه عقاید توحیدیشون ادعا می کنند که حاضرند اگه رهبر گفت بمیر بمیرن
    مسلما ماهاتما گاندی فدایی داشته ولی اصل سخن من اینه که قدرت مسلم ولی فقیه در ایران نشأت گرفته از اعتقادات مردمه
    اما حتی برای کسی که ولایت فقیه رو قبول نداره هم تضمین وجود داره که توسط ولی فقیه بهش ظلم نمیشه چون وی فقیه تا زمانی ولی فقیهه که بر مدار عدالت باشه از همون ثانیه که ظلم کرده باشه دیگه ولی فقیه نبوده

    در پناه حق

    Reply

  • بادوم زمینی

    |

    *علم لدنی*:( *علم لدنی :)

    Reply

    • AbiusX

      |

      اصلاح شد! مرسی از تذکر و پیگیری.

      Reply

  • بادوم زمینی

    |

    خواهش میکنم :) مرسی از اینکه تغییر دادید :)

    Reply

Leave a comment