رساله احساس و عقل در دنیای رسانه

Written by AbiusX on . Posted in انتقادی, تحلیلی, علمی

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +2 (from 8 votes)

حکایت پا خوره داستان از آنجا شروع شد که دو مرد در جنگلی همسفر بودند. مردی سالم و مردی که پاهای خود را به دلایلی از دست داده بود و ویلچر نشین بود. در حال طی طریق بودند و مرد سالم به دید تمسخر به مرد معلول می‌نگریست و گاها نیز تلنگری به او می‌زد، که ناگهان به سرزمین باتلاقی عجیبی رسیدند. سرزمین تکه تکه پر از باتلاق‌هایی مملو از زالوهای پاخور بود. از آنجایی که راهی جز رد شدن از آن باتلاق‌ها نداشتند، به ناچار قدم بر آن نهادند. مرد ویلچرنشین به سلامت از آن زمین گذشت و مرد سالم نیز که زالوها در حال مکیدن خون از پاهایش بودند، زمینگیر شد و در باتلاق غرق شد.

حکایت احساسات در دنیای امروز، حکایت پای مرد سالم در باتلاق است. بالذات مطلوب و حتی مورد نیاز است و ابزار اصلی طی طریق محسوب می‌شود، اما بالعرض می‌تواند باعث غرق شدن در باتلاق خوش خط و خال دنیای امروز (که با آب و شن و ماسه زیر آنرا پوشانیده‌اند) گردد. هر انسان معمولی اکثر تصمیمات خود را بر اساس احساسات اتخاذ می‌کند. در مورد تصمیمات جزئی زندگی که تاثیر چندانی نیز ندارند، معمولا احساسات و غریزه و کلا حسی که در لحظه به انسان غالب است، تایین کننده‌ خواهد بود. حتی افرادی که سعی می‌کنند انسان‌های عقل محوری باشند، در قدم اول به اصلاح احساسات و ضمیر ناخودآگاه خود می‌پردازند، چون ذات آدمی در موارد بسیاری بدون فکر کردن تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند (و اصلا همواره امکان فکر کردن فراهم نیست). از منظر طی طریق کمال انسانی نیز، احساس به مثابه اسبی تنومند و سریع است که می‌تواند انسان را به هر جایی بکشاند. عقل نیز به مانند اسبی رنجور و ترسو است که جهت برداشتن هر قدمی مدتی را صرف سنجیدن خوب و بد آن می‌کند. اگر انسانی جهت طی طریق، از ابتدا احساسات را برگزیند و به خیال باطل خویش عرفان را مسیر خود قرار دهد، با احتمال بسیاری گمراه خواهد شد چون این اسب چموش سر به هر بیابانی می‌گذارد و انسانی که بدون توانایی سوار بر آن شود، قدرت رام کردن انرا نخواهد داشت و به ناکجا آباد خواهد رفت. و اما عقل، برای شروع راه بهترین ابزار است. پس از اینکه انسان در مسیر عقل، به توانایی‌های ابتدایی رسید و توانست ضمیر و احساس خود را تا حدی رام کند و در چهارچوب قرار دهد، توانست تفاوت نفس با فطرت را تمیز دهد، تفاوت فرهنگ و عادت را با خواست قلبی درک کند – که این مسیر خود ممکن است زمان زیادی ببرد -تازه می‌تواند بر اسب تنومند احساسات تکیه کند و مسیر را سریعتر بپیماید، درست مانند ساختمانی که زیربنای آنرا با خاک برداری و بتن می‌ریزند ولی مابقی را با مقداری آهن و خشت به راحتی به انجام می‌رسانند.

باتلاق خوش قیافه احساسات

باتلاق خوش قیافه احساسات

در زندگی امروز، که شیاطین بزرگ طوفان‌های احساسی به پا می‌کنند و در این تخصص استادها پرورش می‌دهند، تکیه بر اسب احساسات، هرچقدر هم که مسلط باشیم، از اطمینان پایینی برخوردار است. در دنیایی که طوفان‌های مهیب احساسی آنرا تهدید می‌کنند، زیربنای عقلی ساختمان زندگی را باید خیلی محکمتر از قبل ساخت. درست است که عقل کند است و انسان را خیلی جلو نمی‌برد، ولی حداقل مطمئن خواهیم بود که همان مقدار را درست برده است. به حکم همان عقل، در شرایط معمولی باید از احساسات برای جلو رفتن بهره جست، اما در سرزمینی که باتلاق‌های پاخوره دارد، نداشتن پا و ویلچر نشین جلو رفتن بهتر از داشتن پا – که اصلی‌ترین ابزار طی مسیر است – خواهد بود. محبوس کردن احساسات به دشواری قطع کردن پا است. زمان بسیاری باید تلاش کرد تا در هر شرایطی، هر کاری – از جمله کارهای بسیاری که از بچگی به انجام آنها عادت کرده‌ایم – را با عقل و دلیل بسنجیم و به علت انجام آنها بسنده نکنیم اگر دلیلی بر خلاف عادت ها و کارهای خود یافتیم، قاطعانه با آن کار مخالفت کنیم و دیگر آنرا انجام ندهیم. با انجام این تمرین یاد خواهیم گرفت که کارهای جدیدی که انجام می‌دهیم هم دلیل داشته باشد. با گذشت مدت زیادی از تسلط به این دو موضوع، خیلی از اوقات کارهایی را انجام می‌دهیم که پس از انجام آنها دلیل نمایان می شود (دیگر اسب احساس تا حدود خوبی رام شده است) و از اینجا کم کم می‌توان به احساس پر و بال داد، البته در کنترل کامل عقل. متاسفانه دشمن با شناسایی نوع انسان، وی را مورد حمله قرار داده است و در حال حاضر از آنجایی که اکثر قابل توجه انسان‌ها بدون فکر عمل می‌کنند و محور درستی امور را احساس می‌دانند نه استدلال، به شدت آسیب‌پذیر و در موارد بسیاری تحت سلطه کامل دشمن هستند. امید است که ما با هشیاری کافی بتوانیم در مقابل این حربه مقاومت کنیم و خود را در این زمانه دشوار، به ناچار به ویلچر مجهز نماییم.

http://abiusx.com/archive/paper/Emotional_and_Rational_Thinking.pdf

Bagozzi, R. P. Dholakia, U. M. & Basuroy, S., 2003. How Effortful Decisions Get Enacted: The Motivating Role of Decision Processes, Desires, and Anticipated Emotions. Journal of Behavioral Decision Making, 16, pp. 273–295.

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 4.3/10 (7 votes cast)
رساله احساس و عقل در دنیای رسانه, 4.3 out of 10 based on 7 ratings

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Trackback from your site.

Comments (32)

  • مهدی

    |

    جمعی از آیت الله بهجت (ره) طلب موعظه کردند ایشون گفتند: “به هر چه که می دونید عمل کنید… فقط تو رو خدا عمل کنید!”
    مشکل ما وقتی شروع میشه که به احساس تکیه می کنیم در حالی که میدونیم اون احساس ما رو به کار درستی امر نمی کنه.

    Reply

  • rahi

    |

    یه چیزی میگم نمیدونم درست یاغلط!!!یه اعلام کمک برای نجات!!مطلبتون باعث شد این واز شما بپرسم!!وقتی خیلی از چیزای زندگیتو با احساست قبول کردی وحتی وقتی یه کتاب فلسفی میخونی انگار بااحساست درکش میکنی وباهاش حال میکنی ودینت رو ترجیح میدی با احساست قبول کنی!!وقتی به یه سنی میرسی دیگه حست جواب سوالات رو نمیده کلی سوال دینی گیجت میکنه.باید چکار کرد؟نکنه جواب سوالمو نمیتونید بدید.چون از اون اول حکومت عقل بر احساستون قوی بوده!!مثل اعتمادبنفس تون!!کمک.کمک.کمک…..

    Reply

    • AbiusX

      |

      مشکل احساس دقیقا همینه که فرمودید، موقعی که جواب می ده خوب جواب می‌ده ولی موقعی که جواب نمی ده چکار می شه کرد؟ مثلا اگر یک روز احساست گفت که خدایی وجود نداره، دیگه همه چیز رو باید بذاری کنار!

      Reply

  • rahi

    |

    به نظرم رفتن یه جاهایی مثل همین باتلاق یه کمکه برای فهمیدن که از نفهمیدن وندونستن بهترع

    Reply

    • AbiusX

      |

      سلام
      برای فهمیدن هر چیزی لازم نیست تجربه کنیم
      عبرت گرفتن از تجربیات دیگران و کلیت انتقال تجربه یکی از اصلی‌ترین دلایلش همینه
      که خودمون ضرر نکنیم

      Reply

  • rahi

    |

    خب جواب کلی سوال بی جواب چی میشه که انگار از هر کی میپرسه میگه خودت باید بهش برسی!!!این یعنی یه حس!!چون هرچبز عقلانی غیر خدا رو میشه در قالب جملات بیان کرد!!

    Reply

    • AbiusX

      |

      سلام
      چندین نکته
      اولا که پاسخ دادم سوالتون رو
      دوما، اینکه خودت باید بهش برسی با اینکه خودت باید همه مسیر رو بری فرق می‌کنه. رسیدن یک حس نیست، مثلا برای اینکه ریاضیات یاد بگیری باید زمان بگذاری و کم کم و با تمرین جلو بری تا بهش برسی. لازم نیست حتما حسش کنی.
      خیلی چیزها رو نمی‌شه در قالب جملات بیان کرد، ولی خدا جزو اونها نیست. خدا رو به راحتی می‌شه در قالب جملات بیان و تعریف کرد ولی قطعا نمی‌شه حسش کرد. لازم هم نیست.

      Reply

  • sahar

    |

    kheily like!!

    Reply

  • یک نفر

    |

    به نظر من شما خیلی شعار میدین
    یه کمی بهتره نزدیک به واقعیت صحبت کنید
    مهار احساسات بیشتر خودآزاریه
    البته ببخشید انقدر رک میگم

    Reply

    • AbiusX

      |

      مهار احساسات قطعا خود آزاری هست و قطعا بسیار سخت و دردناک کما اینکه مثال ما هم می‌گفت مثل قطع کردن پا دشواره. اما اینکه شما می‌گید »بیشتر« خودآزاریه، بیشتر از چی؟

      توی شرایط سخت خیلی اوقات لازم می‌شه آدم پاهاشو قطع کنه یا داروی تلخ بخوره، اینکار کاملا عقلانیه و کاملا ضد احساسیه. درست مانند نظر شما!

      Reply

  • چاربرگ

    |

    با طرح موضوعت كاملا موافقم.
    مسلما پايه اعتقادي كه بر اساس احساس باشه متزلزله.
    اما ورود به اين حيطه هم كار آسوني نيست. براي همين عام نمي دونم اين مسئله رو.
    در مورد عرفان هم، فكر مي كنم معادل ديگري بايد به كار مي بردي. عرفان چيزي بيشتر از احساسه، طوري كه بدون معرفت حاصل نمي شه.
    در ضمن راه وادي عقل از شك شروع ميشه، به همه چيز..و شروع شك ترسناك و خطرناك، مثل همون باتلاق.
    در مورد اين چه نظري داري..

    Reply

    • AbiusX

      |

      در مورد ریسک راه عقل، خوب وقتی چیزهایی که تا الان داریم خوش مطمئن نیست، در واقع ما به چیزی شک نمی‌کنیم،‌داریم واقع بینی می‌کنیم! در واقع توی همون شک هستیم فقط به روی خودمون نمی‌آوریم تا یک عامل بیرونی به رومون بیاره! بنابراین این شک زیاد خطرناک نیست.

      البته از یک منظر دیگه، بر خداوند حکیم واجبه که انسان متقی که تلاش برای کسب معرفت و پیدا کردن راه می‌کنه رو هدایت کنه. بنابراین اینجا دیگه ریسک نیست. و خود این حکم هم باعقل به دست میاد.

      Reply

  • يك نفر

    |

    سلام!‏
 منظورم بيشتر خود آزاريه تا راه درست!‏
اكر قرار بود ما اينكارو كنيم جرا خدا به ما احساسو داد؟ البته احتمالا ديد من به خاطر دختر بودنم اينجوريه.بعضي اوقات تصور ميكنم‏‏↳‏فلان كار منطقيو انجام بدم اما يك عمر دلم آروم نكيره جي؟

    Reply

    • AbiusX

      |

      شما فرض کنید که یک عمر دلتون اروم باشه آخر عمری یک نفر بیاد چهار تا حرف بزنه که دیگه دلتون آروم نباشه. اونوقت چی؟

      به نظر شخصی من دخترها برای رسیدن به خدا راحتتر بوده اند در تاریخ اما در این برهه تاریخ بسیار آسیب‌پذیرتر از مردها هستند که به صورت کلی عاقل‌ترند. بنابراین جمله یکی مانده به آخر شما به نظر من کاملا صحیح است.

      Reply

  • يك نفر

    |

    خب فعلا كه نميتونم قالب وبلاكمو كاريش كنم شرمنده

    Reply

  • یک نفر

    |

    سلام
    یه جا نوشتین: بر خداوند واجبه…
    متوجه نشدم منظورتونو
    خیلی گیرم معذرت!

    Reply

    • AbiusX

      |

      از نظر عقلی بنابر حکمت خداوند واجبه. این واجب از نظر وجوب تشریعی نیست بلکه وجوب تکوینی و درواقع همان لزوم است.

      Reply

  • rahi

    |

    نمیدونم چرا این مقاله تون اینقدر فکر ادم ومشغولکرده!!!
    الان 2باره میگید جواب سوالتونو دادم!!!ولی الان تغیر سیستم دادن لرای من دختر سخته!!خوبه ادم برای خودش به مرگ بگیره که به تب راضی شه!!یعنی بگه احساسات تعطیل !!بلکه…..

    Reply

    • AbiusX

      |

      مثل اینکه بخوایم یک بار ۵۰۰ کیلویی رو برداریم. خوب الان خیلی سخته، ولی اگه چند سال دائم تمرین و ورزش کنیم دیگه خیلی سخت نخواهد بود. با توانایی‌های الانتون هدف رو نسنجید، بلکه آینده نگری کنید

      Reply

  • يك نفر

    |

    ميشه دوتاشو با هم داشت.من هميشه دعا ميكنم خدا يه راهيو جلوم بذاره كه هم احساسم راضي باشه هم عقلم اين نهايت خوشبختيه!‏
به نظر من يه هنره كه آدم تشخيص بده كجا بايد احساسشو دخالت بده

    Reply

  • AbiusX

    |

    شدنش می‌شه، اما ریسک و احتمالش خیلی کمه. هدف از زندگی توی این دنیا اصلا خوشبختی نیست اینو فراموش نکنید وگرنه خیلی راحت می‌تونید با همون احساسات توی شیوه زندگی آمریکایی غرق خوشبختی بشید آخرشم هیچی نشید.

    Reply

  • Nikoo Astaraki

    |

    سلام. بحث جالب و ارزشمندیه.
    هرچند اعتفادم اینه که “شعار” اصل بودن واژه ی “واقعیت” (و نه حقیقت) رو زیر سوال نمی بره. چون شعار خودش یه حقیقت انکار ناپذیره که به خاطر قدرتی که توی در بر داشتن واقعیت داره، شده شعار و افتاده سر زبون یه سری آدم به نام و مفهوم عجیب “روشن فکر”.
    اما در هر صورت وجود عقل غالب بر احساس شعاریه که دیگه بیش از حد تصور قویه. غیرممکن نیست رسیدن بهش… ولی عقلانی هم نیست که به خاطر رسیدن به یه همچین منطق خشکی یک مدت زیادی از عمر و استعداد رو هدر داد.

    Reply

  • بي نام

    |

    سلام
    يه جايي مي خوندم مردم شرق احساسي تر ند و غربي ها عقل گراتر
    حافظ ومولوي از شرق برخاسته اند وارسطو وافلاطون از غرب
    ودين احساس را مي خواند و حساب عقل را
    قبول كه دين هم مي گويد لعلكم تعقلون
    اما اين تعقل صرف دو دو تا چهار تا نيست
    اين تعقل گاه يكي را هفتصد برابر مي بيند
    دين نمي گويد احساس را 5 جلسه در ميان تعطيل كنيد
    دين با احساست كار دارد با فطرتت كار دارد با عقلت هم كار دارد
    آنچه كه گاهي دل خوانده مي شود هوس است
    عشق را و احساس را مقام بلندتري است
    همين حسين گفتن هاي ما احساس است گردنش بزنيم دنياي خالي اي بيش برايمان نمي ماند

    Reply

    • AbiusX

      |

      سلام
      یک جایی خوندید، ولی بیشترش اشتباه بوده.
      اولا که ارسطو و افلاطون از غرب بر نخواستند و یونان خیلی غربتر از ایران نیست (ایران آن زمان)
      دین می‌گه از احساساتتون با عقل بهره بگیرید.

      مشکل شما دقیقا مشکل هموناییه که می‌گن حسین کار غیر عقلانی کرد، حسین عاشق بود. اتفاقا حسین عاقل بود و هرکه بگه حسین عاقل نبود بهش افترا بسته. شما داری فرق رشنالیزم رو با عاقلی می‌گی، ولی اشتباها فرق احساس و عقل می‌خونیش.
      عقل نمی‌گه احساس وجود نداره، عقل می‌گه احساس یک اسبه که باید رامش کرد و ازش استفاده کرد.
      عشق و احساسی که توی چهارچوب عقل نباشه، قطعا به گمراهی می ره

      Reply

  • بي نام

    |

    سلام
    خيلي آتيشتون تنده ها
    من هم ميگم دو تاش با هم خوبه خودم هم آدم خيلي احساسي اي نيستم
    به نظر خودم هم امام حسين ته كارشو قشنگ مي ديد كار امام حسين هم عاقلانه بود از همين جهت چون ته اشو ميد ديد ونتيجه اشو مي دونست اما اين دليل نمي شه كه بگيم اثر احساسي نداشته و قيام ايشون صرفا دلايل عاقلانه داشته و صرفا براي آگاه كردن مردم و… بوده واقعيت اينكه مردم امام حسين رو دوست دارن نه با عقلشون كه با دلشون
    قبول كه احساسات رو بايد مهار كرد اما هيچ علاقه اي رو شما نمي تونيد با عقل توجيه كنيد اگه كردين من تسليم تازه هر جور عقل گرايي هم مطلوب نيست خيلي ها از فرط زيادي عقل گرا بودن ناقض وجود خدا مي شوند
    يه سوال راستي ميشه يه كم راجع به نظرتون در مورد شعرا وعرفا بگيد چون اينطور كه من فهميدم شما اصلا قبول نداريد عرفان رو

    Reply

    • AbiusX

      |

      سلام
      قیام حسین قطعا اثر احساسی داشته چون راه اصلی رسیدن هم احساساته، ولی شما خودت قضاوت کن توی دنیای امروز، چند درصد مردم جذب حسین می‌شن و چند درصد جذب سریال‌های باطل خارجی؟
      چرا نمی شه علاقه رو با عقل توجیه کرد؟ حتی عشق رو می‌شه با عقل کاملا تحلیل کرد و حتی ایجاد کرد چه برسه به توجیه. عقلگرایی معادل راسیونالیزمه که یک بنیان فکری باطله که هم گروه معتزله و هم گروه‌های از غربی‌ها به اون گراییدند. عقل محوری با عقل گرایی فرق داره. ضمنا اونهایی که از زیادی عقل گرا بودن منکر خدا می‌شند، به خاطر اینه که از اول هم با عقل خدا رو نداشتن!

      شعرا که نظر نمی خواد شعر کلا چیزیست که در مسیر اصلی زندگی انسان نیست، یک هنره که می‌تونه ارزشمند باشه و می‌تونه نباشه.
      در مورد عرفان و عرفا هم داخل مطلب صحبت کردم. حتما برای طی طریق لازمه.

      Reply

  • بي نام

    |

    سلام ممنون ازتون
    پس شما هم قبول دارين كه آدم اول بايد حق وباطل و با عقلش تشخيص بده بعد با عشق وعلاقه در مسير حق قدم برداره؟؟
    يه بار ديگه كه مطلبتون وجواب هاتونو خوندم به نظرم اينطور رسيد
    اگه قبول داريد كه فكر نكنم چيز ديگه اي باقي بمونه

    Reply

  • AbiusX

    |

    بله اما بر خلاف گذشته زیربنای عقلی امروزه باید خیلی قدرتمند تر باشه. تا وقتی که به اون زیربنا برسیم باید احساسات رو کنار بگذاریم چون فضاهای احساسی الان حتما باعث گمراهی میشن. بعد که پایه سازی شد می‌توان احساسات را دوباره ایجاد کرد.

    Reply

  • نجات یافته

    |

    ببخشید از کجا معلوم که در مثال بالا منظور از اون پاها عقل نبوده باشه؟
    ما دو نوع احساس داریم
    احساسات ذهنی، که نباید تسلیمشون شد
    احساسات روحی، که از جانب خداوند هستند و حقیقتند.
    اینها را با استناد به کتاب مقدس گفتگو با خدا نوشتم.
    تفاوت بین این دو احساس در این کتاب توضیح داده شده.

    Reply

    • AbiusX

      |

      از آنجایی معلوم که نوشته رو من نوشتم و منظور خودم رو ازش می‌دونم!

      ضمنا شما نمی خواد تفاوت این دو رو بگید، کافیه یک راه دقیق و عملیاتی برای تمیز دادن بین این دو چیزی که تعریف کردید بدید تا قبول کنم. اگر راهی ندارید ادعاتون رو مثل بقیشون واهی فرض می‌کنم.

      Reply

  • نجات یافته

    |

    راه دقیق و عملیاتی اون در کتاب گفتگو با خدا موجوده.

    Reply

    • AbiusX

      |

      اگر ارجاع دقیق ندید اجازه انتشار نظر در وبلاگ بنده را دیگر نخواهید داشت زیرا بنده از افرادی که با دروغ و شایعه پراکنی اصرار دارند حرف غلط خود را ارائه دهند کنار نمی‌آیم.

      Reply

Leave a comment

Copyright (C) 2007 by AbiusX.com, contents of AbiusX.com are personal and are not views of any employers.