بدعت، بدعت!

Written by AbiusX on . Posted in دسته‌بندی نشده

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: -1 (from 17 votes)
بدعت یعنی تحریف دین، و به عبارت دقیقتر یعنی اضافه کردن چیزی که در دین نیست به آن و حذف کردن چیزی که در دین است از آن. در این مطلب بدعت رو محدود می‌کنم به دو دسته، حلال کردن حرام خدا و حرام کردن حلال خدا. اما سوالی که قصد بررسی داریم، اینست:

حرام کردن حلال خدا بدتر است یا حلال کردن حرام خدا؟

در نگاه اول، ممکن است بگوییم حلال کردن حرام خدا خیلی بدتر است چون باعث شیوع گناهی می‌شود که روح‌ها را تباه می‌سازد، اما حرام کردن حلال خدا شاید خیلی بد نباشد، چون به مانند احتیاط است و از چیزی که حلال است استفاده نکنیم، حداقل گناه نکرده‌ایم و الکی سختی اضافه کشیده‌ایم. اما این دیدگاه نقاط ضعفی دارد.

برای دریافت پاسخ دقیق این سوال، باید به سوالی بنیادین که متکلمین اسلامی از ابتدا تاکنون پاسخ‌های مختلفی بدان داده‌اند، پاسخ بگوییم و آن سوال اینست که «همه چیز حلال است، مگر آنهایی که حرام اعلام شده‌اند یا بالعکس؟» باور بنده اینست که حالت اول برقرار است و بر این اساس به سوال اولیه پاسخ خواهم داد.

مواردی که حلال هستند، به دو دسته تقسیم می‌شوند:

  • لازم
  • غیرلازم
حلال‌های لازم، مثل غذا خوردن (با محدودیت‌هایی، ولی کلیت آن)، مثل ازدواج کردن، مثل تفریح کردن و غیره هستند که برای زندگی یک انسان لازم هستند و اگر اینها حرام باشند، نمی‌شود زندگی کرد. حلال‌های غیرلازم، تمامی حلال‌هایی هستند که در این دسته قرار نمی‌گیرند. ما در این مطلب و در کل راه دقیقی برای تمیر این دو دسته ارائه نخواهیم داد و کار را به فیلسوفان، متکلمان و فقها می‌سپاریم. به نظر بنده، حرام کردن حلال‌های لازم، بدترین نوع بدعت است و از حلال کردن حرام‌های بسیار بد، مانند زنا یا قتل هم مضرتر است، به این خاطر که این حلال‌ها برای زندگی یک انسان مومن لازم هستند و در صورتی که اینها امکانپذیر نباشند (و ممنوع شوند)، کلیت دین دیگر امکانپذیر نیست و یک بسته ناقص شده، دینداری در کل ممکن نخواهد بود، بنابراین کل دین از دست خواهد رفت، در حالی که حتی اگر قتل حلال شود، نهایتا ضررهایی متوجه جامعه می‌شود و تا حدودی قابل کنترل خواهد بود (و دیگر گناه‌ها بیشتر ضرر روحی دارند) و همچنین عقل و جامعه بشری می‌تواند آنرا تا حدودی به تعادل نزدیک سازد. متاسفانه اکثر ما بدون دلیل و به زعم اشتباه فکر می‌کنیم که حرام کردن حلال‌ها نوعی تقوای اضافی و ورع است و تنها ضرر آن اینست که بیش از حد احتیاط خواهیم کرد، در حالی که این بدترین نوع بدعت است و باعث از میان رفتن دین خداوند خواهد شد . قطعا به این سادگی هم قابل بخشش نخواهد بود.
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 6.4/10 (19 votes cast)
بدعت، بدعت!, 6.4 out of 10 based on 19 ratings

Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

Trackback from your site.

Comments (24)

  • فرگل

    |

    خوب بود .. خوب بود

    Reply

  • کاظم عابدی

    |

    امان از این افراطی‌هایی که به جای آگاهی و بصیرت با توهمات پوچ دارن اذهان رو گل‌آلود می کنن
    مثلا عدد۱۳! حتما مادر حضرت علی هم فرامواسونری بوده که نگه داشته روز ۱۳رجب مولا رو بدنیا اورده!!!!

    Reply

  • سحر

    |

    خیلی خوب

    Reply

  • hosein

    |

    vaghan ali bod

    Reply

  • یک غریبه آشنا

    |

    با مطلبت خیلی خیلی موافقم و حتی فکر می کنم همین حرام کردن حلال ها که به قول خودت ضرر روحی شدیدی دارن پایه و اساس بدعت دیگر که حلال کردن حرام هاست رو ایجاد می کنند چون این یک نوع تفریطه و هر تفریطی در جای دیگه ای افراط ایجاد میکنه

    Reply

  • بي نام

    |

    سلام
    يه سوال دارم حتما اين آيه رو ديديد كه
    “يا ايها النبي لم تحرم ما احلل الله لك تبتغي مرضات ازواجك”(تحريم 1)پيامبر با حرام كردن حلال خدا مورد مواخذه خدا قرار گرفت اما اگه نظر شما رو قبول كنيم كه اين كار از حلال دونستن حرام خدا بدتره پس بايد بگيم كه پيامبر نعوذا با لله گناهكار بوده ودچار بدعت شده اند اين در حاليكه ايشون معصومند و حتي كوچگترين اشتباهي رو مرتكب نمي شدند
    ؟؟

    Reply

    • AbiusX

      |

      اول آنکه ما گفتیم حرام کردن حلال‌های لازم خدا اینطور است، هرچند حرام کردن حلال‌های خدا هم همینطور است.

      دوم اینکه این آیه شما هم بحث ما را تایید می‌کند و واقعا ممنون از این نظر که به قرآن نیز موضوع رو آراسته ساخت، که اینکار بسیار قبیحه و قرآن با عتاب به پیامبر منتقل کرده.

      سوم اینکه بحثی که شما کردید چند بعد داره، اولا اینکه «یا ایها النبی» یعنی به زندگی شخصی پیامبر ارجاع داده نه به رسالت او که می‌گفت «یا ایها الرسول» بنابراین ایشان این بدعت را منتشر نکردند و برای خودشان بوده. ثانیا پیامبر این حرام کردن را به واسطه نظر و سوگند انجام داده بوده چنانچه در آیه بعدی «خداوند راه چاره شكستن سوگند را براى شما بيان كرد» این را منعکس می کند. اینگونه حرام و حلال کردن بر خود است نه بر دین خدا که بخواهد بدعت باشد، با این حال خداوند تاکید کرده به پیامبر که اینکار را نکن هرچند برای رضایت همسرانت کردی و حلال خدا را به هیچ رقم بر خود حرام مکن.

      Reply

  • AbiusX

    |

    ضمنا بحث مهم دیگری مطرح کردید که نخواستم در آن نظر بگم.

    عصمت معصومین به این معنا نیست که کوچکترین اشتباهی نمیکنند، بلکه به این معنیست که گناه نمی کنند و اشتباهی که باعث گمراهی موجودی بشه نمی کنند (همون چیزی که لازمه وجود عصمته) وگرنه شما از من بهتر می‌دونید که خدا به حضرت آدم فرمود به این درخت نزن و زد و چه شد…

    Reply

    • یکی

      |

      بسم الله
      حرفتون راجع به عصمت کاملا درسته.
      فقط خواستم یه نکته ای رو متذکر بشم.
      به نظر علامه داستان حضرت آدم یک داستان تمثیلیه
      والسلام

      Reply

  • بي نام

    |

    ممنون از پاسختون
    تا جايي كه من اطلاع دارم نبي يعني كسي كه وظيفه رساندن خبر(نبا)يعني اخبار آينده (اخرت ) وگذشته (سرگذشت اقوام پيشين)و وظايفي كه بر دوش انسان قرار مي گيره رو از خدا به آدمي منتقل كنند و تفاوت نبي و رسول در تفاسير آمده كه حديثي نيز كه در اين باره مشهور است اين است كه نبي ملك وحي را در خواب مي بيند ولي رسول در بيداري كه از آيات قرآن هم مي شود اين موضوع را دريافت مثلا حضرت لوط رسول است پس” یا ایها النبی” ربطي به زندگي شخصي پيامبر ندارد و در اين صورت بايد بگوييم پيامبري مثل سليمان كه تنها نبي بوده هر چه وحي به ايشان شده مربوط به زندگي شخصي خودشان بوده ومربوط به جامعه نمي شود
    سوال ديگه هم اينكه مگه حرام كردن مثلا يك نوع غذا (مثلا گوشت)بر خود يا حتي ازدواج نكردن تغييري در دين خدا ايجاد مي كند؟مگر اينها حرام کردن بر خود نيست؟(كه با توجه به جواب شما بدعت نيست )
    در ضمن بحثتون راجع به عصمت معصومين برايم خيلي عجيب بود يعني شما براي ائمه(14 معصوم)هم قائل به اشتباهاتي (هر چند كوچك و ناچيز)هستيد؟!
    علاوه بر اين درسته كه حضرت آدم هم معصوم بودند و پيامبر اما در بحث عصمت با پيامبر اسلام برابري نميكنند كه شما ايشان را با پيامبر مقايسه مي كنيد

    Reply

    • AbiusX

      |

      ۱. شما بحث بنده در باب رسول و نبی رو تایید کردید، با مثال و دلیل، بعد نتیجه گرفتید که ربطی ندارد! صغرایتان به کبرایتان نمی‌خورد.

      ۲. ما در این مطلب از «حرام کردن بر خود» حرف نزدیم. حرام کردن بر خود قطعا بدعت در دین خدا نیست و بدعت در دین خود است. بیان این مطلب به عنوان دین الهیست که تعریف بدعت است.

      ۳. شما می‌فرمایید که عصمت حضرت محمد (ص) با عصمت حضرت آدم (ع) تفاوت دارد. تعریف عصمت را ارائه کنید و بفرمایید که با این تعریف چگونه معصوم با معصوم در عصمت تفاوت می‌تواند داشته باشد؟ (منظور در تعریف است)

      Reply

  • بي نام

    |

    1.كجا حرف شما رو راجع به رسول تاييد كردم كه خودم نفهميدم؟تو مثال من فقط اسم يه پيامبر رو آوردم…
    شايد من بد منظورم رو رسوندم نبي هم دريافت وحي داره اما به شكلي متفاوت از رسول بعضي پيامبرا هم نبي بودند هم رسول اين دليل نميشه وقتي نبي خطاب مي شن اين كار به جنبه شخصي زندگي شون برگرده “يا ايها النبي جاهد الكفار والمنافقين…” كه ربطي به زندگي شخصي پيامبر نداره
    2.اين كه سوال بود مغالطه نبود…
    بعد مگه من نوعي مثلا مي تونم ناگهان با حرام كردن يه كار همه رو از راه به در كنم ؟مگر اينكه منظورتون شخص داراي قدرتي باشه مثلا بعضي كاراي عمربن خطاب در زمان صدر اسلام…
    3. اينجا ديگه من يه اشتباهي تو تايپ داشتم منظورم در مقام عصمت بود يا بهتر بود اين طور مي گفتم كه مقام پيامبر اسلام از باقي پيامبرا بالاتره

    Reply

    • AbiusX

      |

      با سلام مجدد و تشکر جدید به خاطر پیگیری شما

      ۲. اینطور نیست که حتما یا تغییر مربوط به یک فرد باشد یا مربوط به همه افراد. هرکسی که بر دیگران در موردی ولایت پیدا کند (مثل دو دوست) می‌تواند تبلیغ دین را در قالب کلام و عمل برای او انجام دهد. در اینگونه موارد وارد کردن نظر شخصی در دو بعد بدعت می‌شود که ادامه آن در مطلب بحث شد.

      Reply

  • بي نام

    |

    ممنون از پاسختون تا حد خوبي قانع كننده بود

    Reply

  • man

    |

    سلام
    من چند وقته که دارم نوشته(دلنوشته)هاتونو دنبال میکنم. درکل جای تشکر داره ولی …
    احتمالا خودتون هم باید به این نتیجه رسیده باشید که یه ذره جدال برانگیز می نویسید!
    بابا مطلبو از اول همون طوری توزیح بدین که تو نظرات میگین.
    باز هم تشکر

    Reply

    • AbiusX

      |

      مجبورم مطلب رو طوری بنویسم که مخاطب رقبت کنه بیاد سراغ نظرات و تکمیل مبحث به همراه نکات جانبیش در نظرات انجام بشه.

      Reply

  • man

    |

    تصحیح میکنم:توضیح!

    Reply

  • SiliX

    |

    البته در حالت کلی مسئله رو به خوبی بیان کردی اما مصادیق مهمن.

    خیلی مخلصیم

    Reply

  • مهدی

    |

    از طرفی خود ما من باب استحباب جمله شهادت به حضرت علی رو در اذان می گیم به نظرم اگه با دید وجوب در اذان بگیم این هم بدعته

    Reply

  • Anonymous

    |

    fek mikardam adam e be in khafany hadeaghal port cpanelesh ro avaz kone
    movazeb bash khafan

    Reply

    • AbiusX

      |

      حالا شما با پورت سی پنل می‌خواهید چکار کنید؟ یوزر نیم پسورد سی‌پنل هم داشته باشید باز کاری نمی تونید بکنید.

      Reply

  • یک غریبه آشنا

    |

    it’s a reminder!

    Reply

  • سید

    |

    سلام علیکم
    در مورد اینکه گفتید بعضی حلال ها لازم اند و برخی از این دسته خارج هستند.

    خداوند وقتی چیزی را حلال دانسته بی دلیل نبود و وقتی چیزی را حرام دانسته بی دلیل نبوده.
    حلال خدا هر چند در خیلی از مواقع شاید لازم و ضروری نباشد برای اکثر افراد جامعه و اکثر مواقع ولی موقعیتی به وجود خواهد آمد که این حلال هم لازم می شود. پس بهتر است این مقاله را به تمام حلال های خدا مربوط بدانیم

    Reply

  • سید

    |

    یکی از این حلال ها که امروز جامعه بسیار به آن نیاز دارد متعه یا همان ازدواج موقت است

    Reply

Leave a comment

Copyright (C) 2007 by AbiusX.com, contents of AbiusX.com are personal and are not views of any employers.